ورود به مارسى
فرداى آن روز از آنجا حركت و روانه شديم . عصر روز پنجشنبه وارد شهر مارسليا شدند ، و هنگام بيرون آمدن از كالسكهء بخار چند دسته سرباز نظام زده و طبّال و موزيكانچى بناى موزيك زدن گذاشتند . و يك دسته سوارهء بيرقدار پيش روى كالسكهء جناب ايلچى ايستاده و مباشر مهام خارجهء فرانسه مقيم مارسليا نيز در سر راهآهن با نجباى شهر مزبور استقبال و همراه هم روانهء منزل شدند .
در دم درب سفارت نظامى صف زده به ورود آنجا نيز بناى طبل و موزيك زدن گذاشتند . به رسيدن منزل سردار قشون آنجا با صاحبمنصبان نظام و حاكم شهر با نجباى آنجا و جماعت معتبرين تجار دستهدسته بديدن آمدند و مراسم احترام و مهماننوازى را الى اقصى الغايه بجا آوردند . و شب را نيز مسيو ژولدويل كه يكى از معارف شهر مارسيل و قونسول دولت علّيه مقيم آنجا بود سفارت كبرى را دعوت بشام نمود . از نجباى آنجا و جماعتى از معارف تجار نيز وعده گرفته بود ، و مهمانى خوب و سنگينى ترتيب داده ، فرداى آن روز نيز حاكم شهر مزبور از جناب ايلچى خواهش نمود كه حركت را موقوف نموده و شب در تماشاخانهء ايشان باشند . از آنجا كه جناب ايلچى زياده محبت و مهربانى از اهالى مارسليا در ذهاب و اياب ديده بود خواهش ايشان را قبول و شب را بتماشاخانه رفته خود در اطاق مخصوص حاكم شهر مهمان زن حاكم و صاحب منصبان را نيز در اطاق عليحده نشيمن داده و چند نفر زن از اقوام خود براى ايشان مصاحب داد .
روز شنبه رئيس كشتى - كه از دولت فرانسه براى نقل سفارت كبرى به اسلامبول تعيين شده بود - بسفارتخانه آمده گفت امروز كه