پياده و عرّاده و كالسكه ، و معبر هرنوع مترددين است ؛ ولى اصل پل كه محل تماشاگاه سيّاحان و ضبط تواريخ مورخين فرنگستان است ، پل ديگريست كه بفاصلهء يك ميدان اسب پائينتر از آن پل تعمير ، و محض مظهر قدرت بنى نوع بشر ، و تا با ديده ، ديده نشود هرعقل قاهر در تصور امكانيت آن قاصر خواهد بود . و بانيان اين بناى سحرنما جماعتى هستند كه بالشّراكه كرورها و مليونها اخراجات كرده ، راهآهنى از شهر لندن تا بسرحد انگليس ساخته ، و كالسكههاى بخار راه انداخته ، و فقط اين پل را كه به هشت كرور تمام كردهاند مخصوص ترددگاه كالسكههاى بخار است و هميشه قراول در اين سرو آن سر پل تعيين و از عبور غير ، ممنوع است .
توصيف اين پل چنان كه شايد بتقرير و تحرير برنمىآيد ، ولى مختصرش اين است كه دو چشمه طاقى از آهن كه عرضا شش ذرع و ارتفاعا پنج ذرع و طولا هشتصد و چيزى در كنار دريا در روى زمين ساخته و به يكديگر جفت و وصل نموده و با منجنيق و كشتى حركت داده بر روى دريا انداختهاند . دو چشمه است يكى براى رفتن و ديگرى براى آمدن . و يكى از مباشرين راهآهن و پل در آنجا حاضر بود جميع درهاى بالا و پائين پل را كه بطرح مهندسى خانهخانه ساخته شده بود باز نموده يكيك داخل شده نشان داده گرديد . و ارتفاع پل از آب سى و شش ذرع و بلندى خود پل نيز پنج ذرع بود .
تماشاى سنگبرى
خلاصه بعد از تفرج و تماشاى آنجا معاودت كرده بديدن معدن سنگ رفتيم ، و اين معدن در دامنهء كوهى واقع ، و سنگ اين معدن يك نوع سنگى است كه پرده پرده و صفحه بصفحه مثل صفحهء تنكهء آهن