در ميدان پطربورغ در مشق و فرماندهى امپراطور نيكلا ديده بودم ، و آن هم در عالم خود قشونى بود بسيار منتظم و همه اسباب و اسلحهء تازه و هرگونه رونق و شكوه را داشت . و امروز قشون روس را بهيچوجه نقصى و قصورى نميتوان ايراد آورد ، ولى در صفت آراستگى و پيراستگى اين قشون فرانسه از بسكه ساحت ميدان توصيف مثل همين ميدان شاندومارس وسيع است سردرگم است كه از كدام گوشه به جولانگاه تعريف اقدام نمايد .
و فى الواقع اين ميدان سان نه فقط نشان دادن مشق پياده و سواره و توپخانه بود ، بلكه به نظر آوردن جميع قدرت و قوّت فرانسه و بجلوه دادن استعداد ملت و استقلال دولت بود . يك جا اين ميدان گلستانى بود كه هيچ باغبان بهتر از اين نمىتواند آرايش بدهد ، براى اينكه دور ميدان هرچه عمارت و تختهبندى جلو عمارت بود همهء مكانهاى آرايش داده شده و پر از « 1 » زنان مقطّع ، و همهء كلاه و لباس زنها با گلهاى مصنوعى مزيّن ، و متن ميدان مالامال از نظام سواره و پياده و توپخانه [ بود ] كه همه مسلح با اسباب درخشان و ملبس با لباس الوان بودند .
لباس نظامىها
بعد از آنكه اعليحضرت امپراطور در جاى خود آرام و قرار گرفت ، اول نظام پياده يك جا در ميدان بجنبش آمده فوجفوج دور كرده بمشق پا آمده از حضور امپراطور كه مقابل نشيمنگاه اجزاى سفارت بود عبور نمودند . قسمت اول افواج خاصه و قراولان مخصوصهء امپراطورى بودند .
كلاههاى خودپردار در سر و قباهاى ماهوت مشكى كه با ماهوت گلى حاشيه داده بودند در بر ، و سينهپوش از ماهوت گلى در سينه داشتند . و از چپ و راست حمايل زرد انداخته و عموم سرباز اپاليط گلى در دوش ،
هامش
( 1 ) - مأخوذ از نسخهء ب ؛ نسخهء الف « و براى زنان . . . »