تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرخ خان امين الدوله ( مخزن الوقايع ) ( فارسى ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
توپخانه بجنبش و حركت آمد كه احتشام اين توپخانه شوكت پياده و سواره را از نظرها فراموش كرد ، و اين نظام توپخانه نيز دستهء سواره با طبّال و نى و موزيكان و سنج‌زن در جلو ، و پشت سر توپهاى برّاق و شفّاف شش‌اسبه با صندوقهاى صيقلى پشت سر آنها با چابكى تمام در دو بود ، آرايش لباس توپچيان و پيراستگى اسباب توپها زياده بر آن بود كه بتوان به زبان قلم بيان نمود ، به آئين و انتظام مزبور و سان و مشق قشون معروضه بانجام رسيد . و هركدام از اين افواج كه از اول ميدان حركت كرده آمده از نظر امپراطور عبور مىنموده با همان حركت پا و مشق نظامى از ميدان بيرون و به جاهاى خود مىرفتند . بعد از آنكه ميدان از نظام خالى شد مردم دوره از جاى خود حركت نمود ساحت ميدان با آن بزرگى از زن و مرد بهيجان آمده عرصات محشرى نمودار شد .
وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ
« 1 » .
هامش
( 1 ) - آيهء آخر از سورهء شعراء - اين آيه را در ايران معمولا در پايان مجالس وعظ و روضه بمناسبت وقايع كربلا و ظلم يزيد مىخوانند ، مؤلف كه آن را درنظر داشته است براى پايان رژهء نظامى فرانسوىها نيز به كار برده است .