امپراطور همراه شاهزاده قسطنطين و شاهزاده ناپلئون و شاهزاده نوس كه يكى از شاهزادگان آلمانك بود .
چهار سواره رديف و پشت سر آنها سرداران و سران و رجال دولت سواره با لباس يراقدار و كلاهان پردار و پشت سر ايشان علياحضرت امپراطريس با دستهء عليحده با صاحبمنصبان و عملجات مخصوصهء خود در ميان نظام قدرى گردش كردند ، و از مقابل هرنظامى كه عبور مىنمودند از همهجا صداى امپراطور و امپراطوريس زنده باشد بميدان پيچيده بود .
و امپراطور بهر فوجى كه ميرسيد كلاه تعظيم از سر برميداشت و با همه تعارف مىكرد ، و امپراطريس نيز با كمال توجه و التفات با همه تعظيم و تكريم به عمل مىآورد .
اوصاف ملكه
فى الحقيقه اهل پاريس عموما از زن و مرد نهايت رضايت را از انسانيت امپراطريس دارند : زنى است جوان كه در صباحت و وجاهت نادر زمان و محسود خوبان جميع فرنگستان . و باوجود آن اقتدار و اختيار سلطنت بالمرّه از آثار كبر و نخوت كه صفت رذيله و ناپسنديده و خارج از رسوم انسانيت و معقوليت است عارى و برى ، و با همهء ملت خود خواهروارى رفتار مىفرمايد ، اين است كه اخلاق جميلهاش ذكر جميع محافل و اوصاف حميدهاش ورد عموم مجالس است .
بعد از گردش ميدان ، امپراطريس وارد مدرسه شده در قصر سردرب آرام گرفت . و اعليحضرت امپراطور سرسواره آمده در مقابل مدرسه همراه شاهزادگان ايستاد ، و سرداران نيز پشت سر ايشان جا گرفته ، و فى الحقيقه چشم از مشاهدهء آن ميدان با آن نظام و ازدحام عام خيره ، و عقل از ملاحظهء آن اوضاع مبهوت و حيران بود . كمترين چاكر هشتاد هزار نظام