و شلوار ماهوت گلى در پا ، و دستكشهاى سفيد در دست ، و چكمههاى لاكى در پا ، و اسلحهاى كه به كار برده بودند از برّاقى و شفافى چشم را خيره مىكرد .
و عبور هرفوج به اين تفصيل بود : اول ده نفر مرد بسيار قطور و قوىهيكل تبردار با كلاههاى مودار بسيار بزرگ و يك تخته چرم سفيد برّاق از زانو تا گردن گرفته با حالت بسيار مهيب تبرهاى بزرگ در دوش پيشاپيش مىرفتند ، و پشتسر ايشان پنجاه نفر طبّال و نىزن و موزيكانچى و سنجزن ، طبلزنان روان و پشت سر اينها پنج نفر زن قباهاى كمرچينى حاشيهدار و شلوار ماهوت گلى بتركيب شلوارهاى نظامى ايرانى فراخ و دستكشهاى سفيد در دست و چكمههاى برّاق در پا با لباس نظامى خوشتركيب كيسههاى جاى تنگ و جام شراب را از چپ و راست حمايل دوش كرده مثل كبك در خرام و اينها شرابفروش نظام بودند .
و پشت سر ايشان جنرال فوج با ده نفر صاحبمنصب سواره با لباس يراقدار هنگام رسيدن مقابل امپراطور كلاه تعظيم از سر برمىداشت و سلام نظامى ميداد امپراطور نيز احتراما كلاه از سر برميداشت و جواب سلام مىداد .
و پشت سر آن فوج خاصه بود كه چنان آرايش گرديده بود كه گويا تازهداماديست بحجلهء ع روس مىرود . چند فوج قراول مخصوص بود كه به همين نظام ولى بتغيير وضع لباس از حضور عبور نمودند .
مدرسهء سنسير
بعد از آن افواج قراولان خاصه يك فوج جوانان تربيتشده مدرسهء سنسير « 1 » بودند و اين مدرسهايست وقتى كه جوانان مدرسه در علم نظام كامل شدند به اين مدرسه آمده چندى هم در اين مدرسه تكميل گرديده
هامش
( 1 ) - سنسيرSaint - Cyr.