پذيرائى مسيو گولمن از سفير ايران
بارى به رسيدن شهر مزبور كلانتر شهر با مسيو كولمن كه رئيس التجار و شخص معتبر و صاحب نشان مشهور شهر ليل بود با چند نفر از معارف در سر راهآهن پذيرائى سفارت كبرى را نمودند ، و با كمال اعزاز و اكرام وارد خانهء رئيس التجار كه در بيرون شهر داشت گرديدند . خانهء ييلاق مشاراليه بود و همهء اطرافش باغچههاى خوشطرح فرنگى و از همه جور گلها باغچههاى الوان تعمير گرديده ، عمارتى بود يك جا مملو از انواع [ و ] اقسام گلها و گوشه [ اى ] بود از روضهء رضوان . چون نزديك بشام بود پس از صرف چائى و قهوه صرف شام گرديد . محبت زياد نمودند و مهماندارى گرمى كردند ، با همهء اهل و عيال مهربانى آغاز و همهء اسباب استراحت را فراهم و موجود ، و مثل كسى خدمت كردند كه پس از خدمت دورى بنزد اهل بيت خود رسيده باشد ، و زن و دختران رئيس التجار خود مشغول خدمت و مهماندارى بودند .
فرداى آن روز قبل از ناهار بتماشاى كارخانههاى خود رئيس التجار كه در آن حوالى خودش بود رفتند و تفصيل كارخانههاى او از قبيل كارخانهء جوهر گوگرد و جوهر نمك و جوهر شوره و سريشم و نمك غلياب « 1 » و تصفيهء شكر و غيره بود . بعد از تماشاى اينها مراجعت كرده صرف ناهار كرده سوار كالسكه گرديده مشغول تفرّج كارخانههاى خارجه نمودند .
كارخانههائى مشاهده آمد كه توصيف اوضاع آنها خارج از قوهء تحرير است . قدرت و قابليت بنى نوع انسانى از اين قبيل چيزها مفهوم مىشود كه تا چه درجه است ، از جمله كارخانهء ريسمانريسى و كتان و پشم بود كه پنبهء از صحرا جمع شده را در ميان آن خس و خاشاك خود به دم
هامش
( 1 ) - همان قليا است .