مجلس شام بانجام رسيده وارد مجلس عليحده شدند . و آن مجلس را مهمانى عامه و مجلس بال قرار داده بودند كه اهل شهر بعد از شام از زن و مرد با لباسهاى فاخر وارد شده بناى عيش و عشرت را برپا و اساس رقص و موزيكان بنياد نمودند ، و جوقه آمده خدمت جناب ايلچى كبير معرفى مىشدند ، و تبريك و تهنيت ورود و دوستى دولتين و ملتين مىگفتند .
مجلس آن شب با كمال احترام سنگين و رنگين گذشت ، و دو ساعت از نصف شب گذشته خداحافظ نمودند .
مهمانى مسيو « روزه »
فرداى آن روز هم بعد از ناهار بديدن بعضى كارخانههاى چلوارىبافى و مخملبافى و ريسمانريسى و صبّاغى و غيره - كه هركدام از اين كارخانهها كرورها مخارج شده ، اطرافش باغات و گلزار و در هركدام جمعيتى از زن و مرد در كار بودند - [ رفتند ] تا نزديك بغروب تماشاى آنجاها را نموده مراجعت به منزل گرديد و آن شب را نيز يك نفر از معارف آنجا مسيو روزه نام سفارت كبرى را دعوت بشام نموده بود .
آن هم مهمانى خويش را مثل شب گذشته كرده جمعيتى موعود و اوضاع عيش را فراهم نموده بود . روز سيّم جناب ايلچى همراه صاحبمنصبان خود بديدن سردار مزبور رفتند ، و معزىاليه با صاحبمنصبان خود با لباس رسمى در دم درب منزل خود پذيرائى كرده كمال اعزاز و اكرام نمودند .
شايعهء ناامنى راههاى ايران و تكذيب سفير
و بعد ببازديد كلانتر شهر و از آنجا بديدن مجلس تجارت رفتند ، و جمعيتى از معارف تجار در آنجا حاضر بودند . بعد از تعارفات صحبت تجارتى بميان آمد تجار آن مجلس مذكور نمودند كه ما افسوس از اين داريم كه به جهت ناامنى راههاى آن سامان از قرارى كه مشهور است از