ميشوند . و به قدر سيصد نفر طفل در آن محبسخانهء مذكور بود . و محبوسين غيره نيز بعضى به صنعت نساجى ريسمان و پشم و برخى به كفشدوزى و شانهسازى و نجارى و مختلف صنعتهاى غيره مشغول بودند . صنايعى كه از اين محبوسين مشاهده ميشد عقل حيران بود . و ديگر اطاقهاى عليحده براى آشپزخانه و مريضخانه و رختشورخانه و غيره دارند .
مفصل احوال اين محبسخانه جزء وكلا در جزو چندمى در جزو اعمال خيريه معروض شده است « 1 » به نظر طالبين در آنجا مشروحا خواهد رسيد . بعد از مشاهدهء اوضاع معروضه معاودت به منزل گرديد . آن شب مسيو كولمن براى احترام سفارت كبرى مهمانى شايسته نموده جمعى از صاحبمنصبان را با يك نفر سردار كه چهل هزار قشون ابو ابجمعى داشت با بعضى از معارف شهر بشام دعوت كرده و ميز رنگينى ترتيب داده و يكدست موزيكانچى نيز آورده بود . چون در فرنگستان رسم است كه در مهمانيهاى محترمه يك دسته موزيكانچى آمده هنگام شروع به صرف شام موزيكانچيان نيز شروع بزدن موزيكان مىنمايند [ و ] تا آخر مجلس مشغول خواهند بود . در اثناى شام بقرار متداوله رئيس مجلس برخاسته و همهء اهل مجلس متابعت او را نموده بسلامتى اعليحضرت پادشاه ايران و حضور ايلچى كبير سركار اقدس ايشان در آن مجلس بادهء تبريك و تهنيت صرف نمودند . و جناب ايلچى كبير نيز بفاصلهء كمى برخاسته و حضار مجلس نيز متابعت نموده بسلامتى اعليحضرت اقدس شهريارى و اعليحضرت امپراطور فرانسه و براى تشكر و امتنان از مهربانيهاى ملت فرانسه خاصه حضار مجلس آنجا با مضامين شيرين دلنشين ثناخوان گرديدند .
هامش
( 1 ) - در قسمت دوم كتاب . غ