ورق قلعسازى بود كه چرخش با آب كار ميكرد . كارخانهء آئينهسازى و صيقل دادن آينه بود . كارخانهء جيوه نمودن آئينه بود . كارخانهء گاز بود كه روشنائىهاى كوچهها و دكانها و اكثرى از بناهاى بزرگ به او است .
مخارج اين كارخانهها شانزده كرور قران كه يك كرور و نيم ايرانى باشد شده است ، و منافع اين كارخانهها دو كرور و سيصد هزار فرانك است .
و بناى اين كارخانهها يكصد و پنجاه و هفت سال قبل است ، و قبل از پيدا شدن ذغالسنگ بنا بوده است ، و به جهت قرب جنگل كه چوب و سوخت كارخانهها از او باشد در آن محل ساخته شده و شركاء هم پدر بر پدر صاحب اين كارخانهها مىباشند ، و همچنين عملجاتش .
عبور از قلعهء كوسى
بعد از مشاهدهء كارخانهها چهار ساعت بغروب مانده از آنجا عبور نموده روانهء ده ديگر شدند . و در بين راه به ده معتبرى گذر افتاد كه قلعهء بسيار محكمى داشت موسوم به « كوسى « 1 » » و نهصد سال قبل از اين بنا شده و الحال آن قلعه خرابست . و جهت خرابيش اين است كه به جهت استحكام آن قلعه ، حاكم آنجا اكثر اوقات بناى تمرّد به پادشاه فرانسه داشته است . به اين واسطه يكى از پادشاهان سلف بعد از تسخير ، آنجا را خراب نموده ديگر درصدد تعمير نيامدند ، و كماكان در خرابى سابق باقى است ، ولى بغايت قايم و مستحكم و همهء ديوار و برجش از سنگ ، و قطر ديوار آن بطور تخمين ده ذرع مىشد . و در ميان آن قلعه يكّه برجى بسيار مرتفع و بسيار بزرگ [ بود ] كه چهل ذرع ارتفاع آن مذكور بود ، و سطح برج بيست و پنج ذرع در بيست و پنج ذرع جميعا از سنگتراش بود .
و در توى آن برج جهت آب ، چاهى بسيار بزرگ و عميق كنده چهل ذرع عمق ، و از دهن چاه تا ته همه از سنگتراش بود .
هامش
( 1 ) - مراد كاخCouev - le - chateauاست