كارخانهء آئينهسازى
و از آنجا گذشته وارد دهى شدند كه موسوم به سنكپن « 1 » بود . دهى بود با كمال صفا و پاكيزگى در سر تپه واقع و اطرافش همه سبز و خرم و با روح و كارخانههاى زياد در آنجا يكصد و هشتاد سال قبل از اين تعمير گرديده ، و عمارات عاليه از صاحبان كارخانهها بنا شده ، دور عمارتها چمن و باغچههاى گلكارى همه با ترتيب و نظام ، و اطراف اين ده جنگل و درختزار و گوشه [ اى ] از بهشت ، و فصل سيزدهم ثور و موسم شكوفه و بهترين فصلها بود . بعد از صرف ناهار بگردش و تفرّج كارخانهء آئينهسازى رفتند ، اگرچه نميتوان تفصيل اوضاع آن صنايع را بتحرير آورد ، مختصرش اين بود كه در ده دقيقه آئينه [ اى ] كه پنج ذرع طول و سه ذرع و نيم عرض داشت در كمال سهولت و آسانى ساخته ميشد . و طول كارخانه يكصد قدم و عرضش سى و پنج بود ، و از اين كارخانه هرسال چندين هزار آئينه بيرون مىآيد كه بعضى از آنها تا هزار تومان قيمت داشتند . و از اين قبيل كارخانهها زياد بود . و همچنين كارخانههاى ديگر كه متعلق به اين كارخانهها است . اين آئينهها را بعد از بيرون آوردن در اطاقى كه نهايت حرارت را دارد مىگذارند كه بايد چهل و هشت ساعت بماند . بعد از آن از آنجا بيرون آورده دورش را مىبرند و معايبش را بيرون مىكنند ، و از آنجا حملونقل پاريس نموده در آنجا جيوه مىكنند .
بعد از مشاهدهء اوضاع كارخانههاى مزبور كه مراجعت به پاريس نمودند ، چند كارخانهها و بناهاى بزرگ در پاريس مشاهده نمودند كه چشمهء اصل اين كارخانهها در شهر ليل « 2 » كه يكى از شهرهاى مشهور فرانسه كه شهر تجارت و كارخانههاى زياد دارد بود .
هامش
( 1 ) - در اصل چنين و مرادSaint Gobainاست .
( 2 ) - ليلLille.