ايران برساند ، آنوقت جميع تعهدات و گذشتهائى كه در باب هرات و ساير مواد نمودهام باطل و كان لم يكن خواهد بود . تكليفى كه برعهدهء من باقى خواهد بود اين خواهد بود كه اظهارات و تكاليف آن جناب را معروض اولياى دولت ايران نمايم . فى پنجم شهر ربيع الثانى 1273
سواد كاغذ جناب امين الملك بجناب اشرف ميرزا آقا خان صدراعظم
خداوندگارا جوابى كه بايلچى كبير انگليس وعده داده بودم تا چند روز بتأخير انداختم . چون ديدم كه به جهت رفع بهانه جوئى انگليس بطور كامل پيشدستى شده است ، و ديگر مثل هرات وسيلهء خصومتى ندارند ، خواستم در ضمن اظهار ميل ما ، در گذراندن كار چنان حركتى بكنم كه يا انگليسها بمقام اصلاح بيايند ، و يا اينكه جميع تعهداتى كه در باب هرات و ساير مواد كردهام به كلى باطل باشد . بنا به اين خيال پس از رجوع به آراء دوستان كاغذى كه سواد آن اينك ارسال [ و به اين عبارت شروع ] مىشود :
« چون اولياى دولت ايران با كمال ميل » بايلچى كبير انگليس نوشتم . به اعتقاد خودم با معنىتر از اين كاغذ نمىشود ، به علت اينكه دولت ايران مراتب صلحجوئى خود را به آخر رسانيده ، و بعد از همه اين نقلها هنوز چيزى مايه نگذاشته است . اگر دولت انگليس واقعا طالب صلح است و تهديدات او بىمعنى بوده است جواب كاغذ همان خواهد بود . زيرا كه مىگويم اگر با ما صلح مىكنيد ما هرات را بشما مىدهيم ولى اگر حركتى بكنند كه خلاف عهدنامه باشد آنچه هم دادهايم پس مىگيريم . موافق نوشتهء آخرى فدوى هروقتى كه يك نفر سرباز انگليس داخل خاك ايران بشود نوشته [ اى ] كه در باب هرات دادهايم باطل