خواهد بود ، به جهت رد لشكركشى انگليس بهتر از تعهدات سابق ، و لاحق تدبيرى نخواهد بود اگر دولت انگليس با وصف تعهدات من باز با ايران بجنگد ، در نظر جميع دول ، مورد بحث و ملامت خواهد بود . و اگر به همين تعهدات بنده اكتفا بكند و بمقام صلح برآيد آنوقت در هزار جا حرف خواهيم داشت .
اولا چنان كه ايلچى نوشته بود كه بدون شرط بايد هرات را واگذاريد ، به اين لفظ بدون شرط را ننوشتهايم ، و در مقامش مىتوانيم بگوئيم كه هرات را تخليه مىكنيم ، اما بايد عساكر ايران تا به قندهار برود و خسارت جنگ را از دوست محمد خان بگيريم . و در باب خسارت هم البته ملتفت شدهايد كه چهقدر مبهم نوشتهايم ، قرارى كه مقتضى رضايت باشد خيلى معنى دارد ، مثلا اگر بايد باهل هرات خسارت داده شود بايد تلافى را از كسى خواست كه سبب خسارت ايشان شده است . بنابراين دوستمحمد خان بايد فلان قدر بما بدهد كه ما يك جزو آن را به هراتى رسانيم .
خلاصه حرفهاى حسابى با نهايت مدّ بود « 1 » اولياى دولت عليه از تعهدات اينجا خاطرجمع باشند ، تعهدات اينجا بجز [ اينكه ] دولت انگليس را جبرا بمقام صلح بياورد ، و در حين جنگ ، دولت ايران را در نظرها محق سازد ، هيچ نتيجه و عيبى نخواهد داشت . گذشته از اينها يك فقره هم هست كه من تخليه هرات را تعهد نكردهام ، همينقدر نوشتهام كه حاضر هستم تخليه هرات را تعهد بكنم ، وقتى كه بمقام تعهد مزبور رسيديم البته حرف خيلى خواهيم داشت .
بالجمله الحال كه مشغول عرض اين عريضه بودم دو نفر نايب سفارت انگليس و يك اولتيماتوم تازه كه مثل اولتيماتوم سابق بود - كه قبل از ورود به اسلامبول مصلحتگزار از جانب
هامش
( 1 ) - نويسنده ميخواهد بگويد حرفهاى سفير ايران خيلى كشدار بوده است .