سواد كاغذ امين الملك بايلچى دولت فخيمهء انگليس
چون اولياى دولت ايران با كمال ميل و محبت طالب حفظ دوستى انگليس هستند ، و اولياى دولت انگليس بقاى دوستى خود را منوط به پس كشيدن عساكر ايران در هرات ساخته بودند ، من نيز تخليهء شهر مزبور را برعهده خود گرفتم .
علاوه بر اين وقتى كه جناب شما آن اولتيماتوم را كه بتوسط ميرزا احمد خان مصلحتگزار به طهران فرستاده بوديد و از جانب دولت ايران رد شده بود دوباره به دوستدار تكليف نموديد ، من اولتيماتوم را برحسب خواهش شما بموجب نوشتهء مورخهء سلخ شهر ربيع الاول 1273 قبول نمودم . تا به حال در رفع مشكلات فيما بين بقدرىكه در قوه داشتم كوشيدم ، حتى از اختيار و دستور العمل خود تجاوز نمودم . حال اختيار من به آخر رسيده است ، به آن جناب اظهار ميدارم كه اگر تعهداتى كه در باب هرات و ترضيهء سفارت انگليس نمودهام مقبول دولت انگليس شده است ، من حاضر هستم كه قراردادهاى خود را بانجام برسانم .
و اگر اولياى دولت انگليس تعهدات مرا به جهت رفع برودت فيما بين كافى نداند « 1 » ، بنابر عدم اختيار به جهت قبول تعهدات ديگر توقف من در اسلامبول حاصلى نخواهد داشت . و چون مأموريت حاصلهء برعهده من است ، از آن جناب خواهش دارم كه مراتب تعهدات مرا به اطلاع دولت خود برسانيد كه اگر قبول نكند من بتوانم بعد از يك هفتهء روانه مقصد بشوم . ولى رسما به آن جناب اظهار مىدارم كه اگر اولياى دولت انگليس تعهدات مرا كافى ندانند ، و اقدام بكارى بكنند كه منافى عهدنامهء دوستى فيما بين باشد ، يا خللى به سرحدات
هامش
( 1 ) - كذا در اصل ، و صحيح آن « ندانند » است .