به شاه نوشت « بمتجاوزين اروپائى بگوئيد حسام السلطنه خودسرانه به هرات حمله كرده و از اوامر مركز سرپيچى مىكند تا انگليسها از فشار بحكومت مركزى منصرف شده و مستقيما در افغانستان حمله نمايند كه باميد خدا با كمك افاغنه شكست خواهند خورد . « 1 » »
اما اين نامهها و پيامها با تلقينات سوء ميرزا آقا خان نورى مواجه شده در شاه سوء تأثير بخشيد و در نتيجه ناصر الدين شاهنامهاى شديد به حسام السلطنه نوشت و دستور داد كه فورا هرات را تخليه نمايد و الا يقين خواهد كرد كه حقيقة قصد سرپيچى و تمرّد دارد .
محمد يوسف خان هراتى در كتاب تاريخ خود بنام عين الوقايع مينويسد :
« انگليسها به ميرزا آقا خان نورى صدراعظم ايران رشوهاى وعده كرده بودند و او خيال پادشاه ايران را از ضبط هرات منصرف نمود و حكمى بمرحوم حسام السلطنه نوشت كه هرات را تخليه نموده به مشهد برگردد كه دولت انگليس دست از محاربهء بنادر فارس بردارد .
مرحوم حسام السلطنه در جواب نوشت كه حال سزاوار نيست دولت ايران هرات را تخليه نمايد زيرا خسارت فوق العاده متحمل شدهايم و آنگاه بسيارى از مردم قزلباشيه كه تقيّه در طريقهء خود داشتند آشكار شده و خرابى و صدمات كلى از هرحيث
هامش
( 1 ) - تاريخ روابط ايران و افغانستان - احمد توكلى ص 55 از اين نامهها برميآمد كه اتهام مواضعه چندان نادرست نيست زيرا صدراعظم از شورش هند آگاه بوده و باز اصرار در گذرانيدن كار صلح ميكرده و شاه را هم به اين امر وادار مينموده است .
يادداشتهاى بهمن ميرزا بهاء الدوله كه از آن ياد شد ، نسخهاى است خطى در كتابخانهء مجلس ، با غلطهاى فاحش املائى و بسيار بدخط ، بطوريكه خواندن آن جز با تمرين و ممارست ، آسان نيست و از اينجهت احتمالا بنده هم كلماتى را درست نخواندهام .