و زن او را - كه بهانهاى مفتضحانه بود و تفصيل آن را بايد در مبحث روابط سياسى ايران و انگليس ديد - پيش كشيد و با ايران قطع رابطه كرد و اعلان جنگ داد .
اجمالا جريان قضيه آن بود كه : ميرزا هاشم خان در زمان محمد شاه جزو غلام بچههاى اندرون بود و به اين مناسبت با پروين خانم دختر احمد على ميرزا پسر فتحعلى شاه و خواهر شمس الدوله زن ناصر الدين شاه ازدواج كرد . اين خانم با سفارت انگليس روابطى پيدا مىكند و مورد توجه طامسن شارژ دافر انگلستان واقع مىشود بطوريكه كمكم او را در سفارتخانه منزل مىدهند ، حتى هنگامى كه سفارت به ييلاق ميرفته براى خانم هم چادر مخصوص در سفارتخانهء قلهك ميزدند . . . » بر اثر اين روابط « ميرزا هاشم خان را منشى سفارت مىكنند » در حالىكه او مستخدم دولت ايران بوده است .
ناصر الدين شاه از وضع خواهرزنش كه توهينى به حرم سلطنت بوده است متغير مىشود و دستور مىدهد كه « هرطور هست آن زن را از سفارت انگليس بيرون بياورند » .
كار اختلاف بالا مىكشد و چون موره
Murray
به سفارت منصوب و وارد تهران مىشود او نيز ميخواهد در اين مقام جاى طامسن را بگيرد و دل بگرو مهر خانم بدهد .
برادرخانم يعنى سلطان حسين ميرزا كه اين پيشآمد ننگى براى خاندانش بود ، با استفتاء از علماء در مقام ربودن خواهر برمىآيد و او را بدست مىآورد و نگه ميدارد .
از طرف ديگر صدراعظم ايران به سفارت انگليس مينويسد : « هر مراسلهاى به خط ميرزا هاشم خان باشد براى سفارت پس خواهد فرستاد . . . » .
پس از اين جريان ، موره به حالت اعتراض نامهها بدولت ايران نوشت « . . . و اين رشته را به جائى كشانيد كه ترك مراوده نموده بيرق سفارت را . . . » فرود آورد .
اين داستان بتفصيل به اطلاع مأمورين سياسى خارجى مقيم طهران رسيد و در روزنامهاى وقايع اتفاقيه نيز انتشار يافت اما فى الواقع « . . . اين قطع رابطه مربوط