ثانيا - قشون مزبور داخل شهر هرات نشود و بمحض مراجعت قشون خارج . . .
فورا بلا تأمل قشون ايران به خاك ايران مراجعت نمايد .
ثالثا - دولت ايران وجها من الوجوه مداخله در امور داخلهء هرات ننمايد . . .
مگر همانقدر كه در ايام ظهير الدوله يار محمد خان مرحوم مداخلهء فيما بين بود . . .
رابعا - تعهدات خود را ضمن نامهاى بهمراه مأمورى از سفارت انگليس براى صيد محمد خان بفرستد .
خامسا - از فرمانفرماى هرات تقاضاى سكّه و خطبه يا هرگونه علامت اطاعتى ننمايد . . .
سادسا - عباسقلى خان پسيان نمايندهء خود در هرات را احضار كند و ديگر نمايندهاى نفرستد . . .
سابعا - جميع امراء و خوانين هرات را كه در مشهد مقيّد هستند آزاد كند . . .
و در آخر اين تعهدنامه به صورت فورماليته شرط شده بود كه . . . از طرف دولت انگليس مراوده و مداخله وجها من الوجوه در امور داخلهء هرات و توابع هرات نشود .
با وجود چنين تعهدى كلنل شيل بلادرنگ شروع بمداخله در كار هرات كرد و ابتدا « سلطان خان » نامى از اهالى قندهار را كه گماشتهء او بود به هرات فرستاد و اهالى آنجا را بعصيان و شورش برانگيخت و چون دولت ايران اعتراض كرد صريحا جواب داد كه « من درآمد شدن با مردم هرات خود را آزاد ميدانم » « 1 » .
اما انگليسها چون صيد محمد خان را منفور عامّه ديدند و ميدانستند كه از طرف ايران هم به او كمكى نخواهد شد لذا مأمورى را بنام « عباس خان ريحان » محرمانه به مشهد فرستادند و محمد يوسف ميرزا و محمد رضا ميرزا نوادگان فيروز ميرزا
هامش
( 1 ) - از اميركبير تأليف آدميت .