ايشان را راضى كنند روى خوش نشان نميدادند . مخصوصا يار محمد خان سخت مىكوشيد كه امراى افغانستان را هرچه بيشتر با خود همراه كرده دست اجانب را از دخالت در امور افغانستان كوتاه نمايد و به اين منظور از دولت ايران نيز استمداد ميكرد و حتى در فتنهء سالار كه فرصتى براى اثبات اطاعت و صدق و صفاى خود يافت بمعاضدت فرمانرواى خراسان آمد و حشمت الدوله را از محاصرهء سالار نجات داد و در سال 1265 كه حشمت الدوله با اردوى خود متوجه هرات گرديد . . . يار محمد خان از بابت ماليات هرات نقدا جنسا خدمات نمود « 1 » .
امير كبير صدراعظم ناصر الدين شاه نيز پس از رفع غائلهء سالار و آرام كردن خراسان ، متوجه مسئلهء افغانستان و هرات گرديد و چون اين مرد باكفايت « اساس حكومت مقتدرى را در ايران ريخت صيت شهرت آن تمام نواحى همجوار را فراگرفت و سران افغانستان مخصوصا كهندل خان و يار محمد خان كه قدوهء امراى آن سامان بودند و بحقيقت و بطون سياست اجانب آگاهى داشتند تشكيل يك چنين دولتى را موهبتى عظمى دانسته روى بجانب ايران آورده از تجاوزات بيگانگان دست استعانت دراز كردند .
امير كبير با اتخاذ سياست مسالمت و تحبيبآميز بدون اينكه دست به اسلحه برد هرات را عملا ضميمهء خراسان كرد چه او به خوبى درك كرده بود كه با سياست جنگجويانه در افغانستان كارى از پيش نميتوان برد زيرا لشكركشى به هرات دشمنى علنى با انگليسها است و چنان كه تجربهء زمان محمد شاه ثابت كرده بود انگليسها براى منصرف كردن ايران از هيچ اقدامى حتى اعلان جنگ هم خوددارى نخواهند كرد . پس لازم بود كه بدون اعمال سياست جنگآورانه از جدا شدن هرات از خراسان ممانعت نمايد و امير قندهار را نيز به اطاعت و فرمانبردارى وادارد . » « 2 »
هامش
( 1 ) - منتظم ناصرى ج 3 ص 199 .
( 2 ) - امير كبير و ايران ج 3 ص 608 - 610 با اندك تصرف .