دماغه اول خاك در جزين است كه حال حكومت آنجا با جناب دبير الملك است . بالاى غزلجه كوهى است و دو طرف كوه يورت شاهسون بغدادى است كه در دست مقرب الخاقان آقا على است .
اول خاك در جزين ، مزرعهاى است موسوم به دولتآباد ؛ احداثى فتح على خان سركردهء سوارهء بغدادى است . خود او تا ربع فرسنگ زير دولتآباد استقبال نموده ، در كنار جاده چادر زده بود . قربانى به سر راه آورد و تكليف فرودآمدن و ناهار خوردن كرد . چون راه دور بود و هوا گرم ، قبول ننموده ، گذشتيم .
از آنجا به فاصلهء يك فرسنگ قريهء كاهه ، ملكى رشيد خان قراگزلو است . از ميان ديه عبور نموديم . 35 آن ديد تخمينا دويست خانوار دارد . از آنجا گذشته ، قبل از ظهر ، وارد پشتجين شدم . آنجا ملكى كلب على پسر حاجى محمد قلى خان از طايفهء حاجى مرادلو است . تا خارج ديه پياده استقبال آمد و در باغى كه اتصال به قلعه دارد ، فرودآمدم . آن روز و آن شب مهمانى كرد . قلعه [ اى ] محكم و عمارتى خوب دارد . فتح على خان سركردهء بغدادى هم از عقب آنجا آمد و مذكور داشت سوار را خواستهاند ، مشغول راه انداختن [ آنها ] هستم [ و ] در [ همين ] ماه حاضر طهران مىنمايم .
كلب على خان تفصيل غريبى گفت كه در ماه محرم من [ در ] طهران بودم و اينجا جز فتح على خان برادرم كسى نبود ؛ قريهء در جزين كه در يك فرسنگى پشتجين واقع است ملكى ماست ؛ عيال شير على خان برادرم آنجا بودند و شير على خان مرحوم شده . روز شانزدهم محرم ، محمد خان و فضل اللّه خان و مراد خان چهارصد سرباز با قريب هزار نفر متفرقّه برداشته ، به در جزين رفته ، در قلعه را سوزانده ، ميان عيال ريختهاند و آنچه بوده غارت نمودهاند و عيال را برهنه كرده ، از قلعه بيرون نمودند و خانهء رعيتها را چيو كرده و در جزين را تصرف نموده ، نشسته بودند . فتح على خان برادرم مراتب را با تلگراف به من اعلام كرد و من به عرض جناب جلالتمآب سردار كل رسانيدم . ميرزا جعفر خان آمد ، تمكين او نكردند ، سهل است يك اسبش را به گلوله زدند ؛ مدّتى معطّل شد ، عاقبت كارى كه كرد در جزين را خالى نمود ، به تصرف ما داد و اموال را بردند كه قريب چهار پنجهزار تومان مىشود و هنوز به همين حالت باقى است .
از فدوى خواهش كرد آدم امينى بفرستم برود در جزين را ملاحظه نمايد و آثار رفتار آنها را ببيند . لهذا ميرزا محمد حسين را صبح جمعه بيست و نهم كه سوار شديم از جلو فرستادم ؛ رفت و ديد و مراتب را از رعايا پرسيد . مطابق واقع بود . البته به عرض خاكپاى مبارك رسيده است .
سفرنامه عضد الملك به عتبات ( فارسى ) — صفحة 210
مساهمون: عليرضا عضد الملك
ص٢١٠