تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه عضد الملك به عتبات ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
نمرده است ، اگر مرده ، از عهده برمىايم . حكم مىنمايند ميرزا حسن محصل رسول را همراه ببرد و غايله را طى نمايد . از آن زمان تا حال ، ميرزا حسن در آوج است و اصلا كارى براى آن بىچاره‌ها نكرده است ؛ سهل است ، مخارج هم بر سر آنها افتاده . نعش اسلام را هم به طهران آورده بودند . از قرار مذكور عبد العلى خان پسر عموى حبيب اللّه بيگ است . روز نزاع آدم‌هاش حامى حبيب اللّه بيك بوده‌اند و عمدهء شرارت از آنها بوده ، قريهء و هنده محل سكناى عبد العى خان است . [ و او ] حبيب اللّه بيك را به وهنده برده و همه‌وقت مىآيند زراعت رعايا را پامال مىنمايند و آنها را مىترسانند كه چنين‌وچنان مىكنيم . حالتى از مادر بىچارهء اسلام و عباس على مشاهده شد كه اين خانه‌زاد بىاختيار شدم . حالت پيرزنى كه دو پسر داشته باشد و هر دو را بىگناه پيش رويش بكشند ، واضح است ؛ وانگاه كسى به دادش نرسد ، دل آدم كباب مىشود . فدوى مصمم آن شدم كه مراتب را به خاك‌پاى مبارك معروض داشته ، استدعا نمايم كه محض خصوص دعاى خير براى بقاى دولت ابدمدت ، مرحمتى در حق آن بىچاره مبذول گردد . آوج سه دانگش از حبيب اللّه بيگ و اخوان او و رسول بيك است و سه دانگ از رعايا است و جميع مردم آن حدود از حالت آنها مطلعند و استشهاد از همه در دست دارند . امر امر جهان مطاع اقدس همايون است . شنبه سلخ ربيع الثانى ، صبح از آوج به عزم كلنگى روانه شديم . يك فرسنگ متجاوز كه رفتيم ، به رودخانه رسيديم . در طرف يسار رود ، مزرعه‌اى است موسوم به يلچى . از ميان رودخانه راه دو تا مىشود . يكى به كلنگى مىرود و يكى به حصار . آن‌جا ترديد به هم رسانيدم كه از كدام راه برويم و هريك از عابرين را ديدم مصلحت نمودم . عاقبت باز از راه كلنگى آمديم . همه‌جا ماهور و اتلال بود . در سر راه مزرعه‌اى است موسوم به باسى بلاغ ، ملكى ميرزا محمد سلطان نامى است . آن‌جا پياده شده ، ناهار خورديم و سوار شديم . راهى صعب و فراز و نشيب بسيار بود . نيم فرسنگى كلنگى وارد رودخانه شديم . كلنگى در طرف شمالى و مصرآباد در جهت جنوبى رودخانه است . كلنگى ملك رعايا است و از قرار مذكور سيصد نفر توپچى و دويست و پنجاه سرباز دارد . اين [ تعداد ] نوكر از آن‌جا غريب است . به جهت ( 3 ) آن‌كه پانصد خانوار بيش‌تر به نظر نيامد . مصرآباد ملك اصلان خان سرهنگ توپ‌خانهء مباركه است . خلاصه در محوطهء يونجه‌زارى فرودآمديم 37 عصر آقا على نامى پسر على قنبر سلطان توپ‌خانه يك مجموعه سيب تعارف آورد و اين معلومات از او معلوم شد . جاى خوش آب و هوايى است ، هنوز فاليزش نرسيده بود و آن‌جا هفت امام‌زاده مدفون است .
سفرنامه عضد الملك به عتبات ( فارسى ) — صفحة 212 | عليرضا عضد الملك / حسن مرسلوند