دشت رسيديم . خارج رباط - نزديك رودخانه - به آفتاگردان فرودآمدم ؛ ناهار خورده ؛ اندكى استراحت نموده ؛ بعد از مغرب روانه شديم . در بين راه ، شاه محمد خان - پيشخدمت نواب عماد الدوله - به هارونآباد مىرفت . دو فرسنگى كرمانشاهان پياده شده ، در خارج جاده خوابيديم .
چهارشنبه سيزدهم ، بعد از نماز از آنجا روانه شده ، يك فرسنگى شهر ، نواب صارم الدوله و ملك نياز خان و جمعى خوانين و غيره به استقبال رسيدند . به اتفاق از خارج شهر وارد باغ مرحوم شاهزاده شديم . تالار را فرش نموده بودند . رفته نشستيم و تا روز شنبه آنجا بوديم .
همان روز مقارن غروب از نواب اشرف و الا عماد الدوله پيشخدمتى آمد و پيغام آورد كه نواب و الا پيغام داد خيلى دلم مىخواهد شما را ببينم ، ولى در مجلس خلوتى ؛ اگر آنجا ممكن است كه جز من و شما كسى نباشد مىآيم آنجا ؛ و خلوت نمودن آنجا مشكل است ، اينجا خالى از اغيار است . خانهزاد پيغام فرستادم كه اينجا و آنجايى نيست . من خدمت شما مىرسم . بعد رفتم و روز ديگر نواب و الا تشريف آوردند و روز جمعه به اتفاق نواب و الا عماد الدوله و نواب صارم الدوله [ به ] طاق بستان رفتيم . آنجا چنان است كه در دامن كوه رو به جنوب ، طاقى است . دهن طاق پنج ذرع و عرضش سه ذرع بيشتر است . بالاى طاق تصوير دو ملك است . هر فرشته در طرفى است و ميان طاق مقابل رو ، در مرتبهء فوقانى ، سه صورت است كه از سنگ برجسته تراشيدهاند . دو صورتش مرد است و يكى زن . دو مرد را بعضى گويند وسطى كيخسرو است - كه قباى جواهر دارد - و كنارى گشتاسب است و تصوير زن ، فرنگيس است . [ در ] مرتبهء زير سوارى است جوشن پوشيد [ ه ] ؛ تخمينا نيم ذرع از سنگ برجسته است . گويند آن هم تصوير رستم است . دست سوار و دم و پاى اسب شكسته ، ولى چيزى در گردن سوار هست مثل تخته اردى كه از تير قوى اره كرده و به گردن آدم انداخته باشند . آن را كسى ندانسته چيست . بعضى ديگر گويند آن زن شيرين است و آن دو مرد ، وسط خسرو و كنارى شاپور است . ولى اين حرف بىمعنى است و در دو سمت ديگر ديوار طاق ، تصاوير غريب و عجيب هست [ و ] ريزه ؛ مثلا تصوير خوك - پنجاه شصت [ خوك ] - در دنبال يكديگر و پنجاه شصت صورت فيل و صد صورت شتر و صورت سلاطين چند در حالت شكار و در حالت جنگ و انواع اجزاء موزيكال ؛ و در طرف چپ بالاى آن تصاوير معروضه ، شبيه مرحوم محمد على ميرزا و مرحوم محمد حسين ميرزا و خواجه 25 مرحوم شاهزاده است . بانى آن شبيه همان آغاى خواجه است . از آن طاق كه بيرون مىآيد ، در طرف مشرق طاق ، به سينهء كوه سه صورت تراشيدهاند . يكى در دور سرش آثار نور است . گويند زردشت است . دو صورت ديگر هم كه پهلوى او است ، در ميان هر دو حلقه [ اى ] تراشيدهاند كه يك
سفرنامه عضد الملك به عتبات ( فارسى ) — صفحة 203
مساهمون: عليرضا عضد الملك
ص٢٠٣