خيالات ملك نياز خان شود و مراقب خدمات زوّار باشد - واجب است .
خلاصه تا بعد از عصر آنجا بوده ، مقارن غروب ، بعد از راه انداختن زوّار ، به عزم منزل پاى طاق سوار شديم و شام را در عرض راه خورديم و از واهمهء بدهوايى و شدت جانور پل ذهاب از آنجا گذشتيم . يك ساعت به صبح مانده ، در يك فرسنگى پاى طاق فرودآمده ، خفتيم .
شنبه نهم [ ربيع الثانى ] ، نماز صبح را در يك فرسنگى منزل خوانده و از رنج و تعب راه و حرارت هواى عربستان خود را آسوده و فارغ ديديم . درختهاى بيد ، مانند ديوار زمرد و نهرهاى آب صاف ، چون بساط آبگينهء سليمان ( ع ) ؛ و چاى را از آن آب دم نمودند ؛ چنان جلوه كرد كه جان فرسوده ، آسوده شد و دل مرده به رقص آمد . خداى تعالى اين ممالك خلد آيين را - كه در هر فرسنگش ارمى مدغم است و در هر خشتش بهشتى مضمر - از اعتدال صورى و معنوى خالى نفرمايد و پيوسته تا قيام قائم آل محمد صلوات اللّه عليه و عليهم به وجود مسعود پادشاه عادل و شهريار باذل ، وارثگاه جمشيد ، ثالث ماه و خورشيد ، غياث الاسلام و المسلمين ، ملجأ الفقراء و المساكين ، ذو المكارم و الفتوح ، اللايح من جبينه تباشير الاحسان و الافضال كالصبوح . روضا و روح العالمين فداه ، با نزهت اردىبهشت فرمايد و همواره غيرت گلگشت بهشت نمايد .
پس از آنكه طبع از طراوت هوا و صفاى آب و خرمى بيد ، وجد و سرور يافت ، كه گفتهاند كنار جوى و زير بيد و طبع شعر و يارى خوش كنار جوى و سايهء بيد موجود بود و شوق خاكبوسى آستان اعلى اعلاه اللّه ، چون وصل معشوقان ، طرببرطرب مىافزود به خيال شعر افتادم . محرّر اوراق ، اين تغزل و مديحه را كه به مدايح خسروى انشا نموده بود برخواند .
اللّه اكبر خم گيسوى مشكبار * بر ماه سايهبانى و بر مهر پردهدار
دلها به بند كردى و جانها همه شكار * يا للعجب چه آيتىاى جعد مشكبار
مانى غراب را و چو بلبل به گل پرى * گل دوست نادر است غراب سياهكار
جادو نه [ ئى ] و حيلهء جادو كنى همى * آهو نه [ ئى ] و نافهء آهو كنى نثار
اى زلف حلقهحلقه و اى جعد خمبهخم * پيچيدهتر ز دودى و تابندهتر ز مار
اى طرهء خميده مگر قامت منى ؟ * كاينسان خميده [ اى ] ز غم روى آن نگار
آن روى كز فروغ نماند به نيمشب * چونانكه آفتاب سحرگه ز كوهسار
افتد به دستم از لب ياقوتفام او * سازم نگين خاتم انگشت شهريار
فيروز بخت ناصر دين شه كه تيغ او * بس جوى خون نموده روان روز كارزار
آن كز نهيب خنجر خونريز او قضا * دست قدر گرفته نهد روى برفراز