تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه عضد الملك به عتبات ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
آن منزل چنان است كه قلعه‌اى است مشتمل بر يك محوطه و دو رباط وسيع . در خارج قلعه قريب صد خانهء رعيتى است . نهرى دارد [ كه ] در ايام بهار كه آب طغيان دارد ، از شط فرات پرآب مىشود . وقت رفتن آب داشت ، ولى در اين‌وقت خشك بود . اعراب با مشك آب مىآوردند و چهار مشك يك قران مىفروختند . هنگام حركت از آن‌جا ، يك طاقه شال كرمانى به صاحب منصبان سوار و دو تومان به سواره انعام داده و سوار شديم . تا نيم فرسنگ هم آمدند . از آن‌جا مرخصشان كردم . شام را در كنار نهر محمودى كه ما بين خان ميرزاى هادى و خان بيرنص است خورده ، سوار شديم . وقت طليعه فجر ، در كنار دجلهء بغداد ، به سر دو راهى رسيديم كه يكى به بغداد مىرفت و يكى به كاظمين عليهما السلام . آن‌جا پياده شده ، نماز صبح خواندم و زوّار و بنه را از راه كاظمين عليهما السلام فرستاده ، بعد از چاى سوار شدم . يك‌شنبه هجدهم ، از كنار دجله - به‌عزم عتبه‌بوسى جوادين عليهما السلام - روانه شده ؛ در بين راه صداى درّاج برآمد . حاجى ميرزا رحيم و فدوى از جاده خارج شده ، درّاجى از پيش حاجى برخاست و نزديك فدوى بر زمين خورد و زير كلش 22 خرمن پنهان شد . ديدم كجا رفت . پياده شده زنده گرفتم و به همان يك قناعت نموده ، روانه شديم . نيم فرسنگى مقصد ميرزا ابو القاسم نايب - كه بعد از رفتن فدوى به جاى حاجى ميرزا محمد على ، نايب كاظمين عليهما السلام شده بود - با فراش‌باشى و چند نفر فراش و آردل كارپرداز استقبال نمودند . جوياى حالات مقرب الخاقان مشار اليه شدم . گفتند سخت ناخوش است و چون باغ خود كارپرداز را به جهت منزل مشخص نموده بودند از ميان بازار كاظمين عليهما السلام گذشته - در خارج آبادى ، طرف شمال - به باغ مزبور پياده شدم . خود كارپرداز تا روز پنج‌شنبه بيست و دوم [ ربيع الاول ] نتوانست از بغداد به آستانهء مقدسه بيايد ، كه صعب ناخوش و بيمار بود . ولى از هر جهت شرايط مهمان‌دارى به عمل آورد . حاجى ميرزا محمد على شيرازى نايب سابق را با ابو القاسم خان ترجمان ، به مهمان‌دارى مراقبت داشتند . نواب علم شاه ، پسر نواب و الا تيمور ميرزا ، همان روز يك‌شنبه عصر ، با محمد كاظم ميرزا پسر خود كه دوازده سيزده ساله است ، ديدن نمودند و رسوم و تعارفات از پلو ، نارنگى و درّاج و شربت‌آلات ، نارنج و غيره به عمل آوردند . خود نواب علم شاه ، از آن‌جا تا سامره ، و از سامره الى بعقوبه ، همراه و همدم بودند .