تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه عضد الملك به عتبات ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
مستوفى الممالك و جناب سردار كل و ساير اولياى دولت قوىشوكت قاهره و امناى حضرت سپهر بسطت عليّه ، عرض سلام و عقيدت و ارادت برسانيد و اغلب را به اسم گفت كه معروض مىشود و بعضى از اين اشخاص را در سفر زيارت ملاقات نموده است : جناب جلالت‌مآب امجد آقاى مستوفى الممالك دام مجده ؛ جناب جلالت مآب سردار كل ؛ جناب جلالت نصاب وزير دول خارجه ؛ مقرب الخاقان ميرزا هدايت اللّه ؛ مقرب الخاقان سليمان خان افشار ؛ عالىجاه ميرزا عبد اللّه و عالىجاه حاجى ميرزا شفيع مستوفى . صبح شنبه بيست و چهارم [ ربيع الاول ] ، بعد از زيارت به اتفاق مقرب الخاقان كارپرداز ، به منزل نواب اقبال الدوله رفته ؛ الحق نواب معزّى اليه مضيفى 28 نيكو آراسته بود . اطعمه و اشربه [ اى ] كه از به دو عمر از هندوستان و ايران و فرنگستان به سليقهء خود منتخب كرده بود ، در آن مجلس آماده داشت و از اين‌همه مشروب و مأكول آنقدر التذاذ و حظ حاصل ننمودم ، كه از صحبت و حالت خود او در حسن عقيدت به تشيع و فدويت به دولت قوىشوكت قاهره محضوظ و متلذّذ شدم . شكم‌پرست كند التفات بر مأكول در مضيف او صادق بود . در فدويت و بندگى و عقيدت و چاكرى و جان‌نثارى به سركار بندگان اقدس ظل اللهى روحنا فداه ، معتقد آن بود و اصرار داشت كه موكب فيروزى كوكب همايون ، تشريف‌فرماى فرنگستان شوند . خلاصه بعد از ظهر از آن‌جا به آستانهء مقدسه مشرف گرديده ؛ پس از تكميل دعاى بقاى دولت قاهره و رخصت انصراف ، به باغ آمدم . باروبنه را از پشت باغ مزبور حمل قفه نموده بودند و دواب را از روى جسر بغداد گذرانيده ، در كنار شط ، محاذى كاظمين ( ع ) فرود آوردند . 29 اين فدوى هم بعد از وداع با كارپرداز ، با قفه عبور كردم ؛ ولى چون جمعى از همراهان كه از جمله جناب آقا سيد جواد سلمه اللّه تعالى بود ، آن شب نيامدند [ فدوى هم ] در همان كنار دجله توقف نمودم . همان روز مقارن غروب كه بارها را مىآوردند ، يك بار مس از روى قاطر افتاد و چون زمين سرازير بود يك سر به ميان دجله رفت . حاجى عباس قلى آدم كارپرداز كه در سر گمرك بغداد است و آدمى عاقل و كافى است و هميشه به كار زوار برمىخورد ( خصوصا در فقرهء كتاب ) آن‌جا حاضر بود ؛ فورا فرستاد ملاح و غوّاص آوردند و تا نيمه شب هرچه سعى نمودند . ممكن بيرون آوردن نشد . روز بعد هم كه توقف افتاد نتوانستند برآرند ؛ سهل است ، گم كردند و يأس حاصل شد . امّا قشونى كه الآن در عراق عرب دارند ، از قرارى كه محقق شد زياده از چهارده پانزده‌هزار نيست . از اينها هم شش هفت‌هزار بايد حكما در محل قراولى و ساخلو باشند . شش هفت‌هزار ديگر را در نظام و خارج نظام مىتوانند حركت