در پيش آنها اظهار پريشانى از وضع خود نمايد . ثانيا چگونه راضى شود و تمكين كند كه او را كه در حقيقت خارجى و مدّعى است ، واسطهء كار خود قرار بدهد . اگر نايب مقيم كربلا از محمد پاشا برترى نداشته باشد ، كمتر هم نيست ؛ بلكه لازم است برتر باشد ؛ چرا بايد كوچكى نمايد و مطيع امر او باشد و از جانب او مأمور به خدمت شود ؟ سهل است ، اسباب تعدى و بىحسابى [ دولت ] رومى به رعاياى دولت قاهرهء [ ايران ] گردد ؟ نبودن ميرزا على خان و امثال او به مراتب بهتر است . زيراكه خود رعيت دولت عليه مىتواند به امثال محمد پاشا جواب درشت بدهد و بگويد من رعيت تو نيستم . ليكن مثل ميرزا على خانى كه آنجا هست ، آنچه ميل خاطر عثمانيان است فورا انجام مىدهند . بلكه آنچه را عثمانيان به صرافت خود منتقل نيستند اينها يادآورى مىنمايند كه [ خودشان هم ] ته كاسه [ اى ] بليسند . مضايقه از آن ندارد كه از دولت و دين ، براى يك تومان چشمپوشى نمايد .
آنچه بر خانهزاد آستان همايون محقق شد جز يك نفر ميرزا بزرگ خان كه از روى صداقت و غيرت رفتار مىنمايد - و ميرزا بيك نايب خانقين ، ديگر [ از ] اعلى و ادنى بىمصرفند . سهل است ، اسباب ضرر و تعب زوّار و مجاورين هستند .
نكتهء ديگر [ ى ] هست كه به قول اهل منطق قضيّه كليّه است [ و آن اينكه ] تماما در مأموريت ، حفظ خود را مىخواهند و شرط حفظ خود را ، متابعت ميل رجال دولت عثمانى را دانستهاند . اين است كه طابق النعل بالنعل با آنها و به ميل آنها راه مىروند كه مبادا اگر خلاف ميل آنها رفتار نمايند ، از آن رياست كليّه و مداخل [ آن ] بمانند و به حالت معزولى بيفتند .
سهشنبه ششم [ ربيع الاول ] ، صبح خبر آوردند مأمورين دولت عثمانى با ميرزا على خان در يكجا انجمن نموده ، مىخواهند بفرستند آن چند نفر زوّار را كه مصدر نزاع شدهاند بگيرند و محبوسا به كربلاى معلّى بفرستند . على بيك نايب را هم برده بودند كه به اطلاع او اين كار را انجام بدهند . در جزو فرستادم ، به على بيك سپردم كه شما در اين مورد سكوت نماييد . بعد از آنكه مشار اليه صواب و صلاحى نديد ، لابدا به اين فدوى دولت عليه رجوع نمودند . گفتم اوّلا اين زوّار زياده از سيصد نفرند و خود شما مىگوييد اشخاصى كه مصدر نزاع شدهاند چهار پنج نفر بيش نيستند . ثانيا خود شما اعتراف داريد كه اگر مدير و طبيب و غيره فحّاشى نمىنمودند ، اين نزاع نمىشد . ثالثا شما دو نفر را به گلوله زدهايد كه احتمال مردن در هر دو هست و حال آنكه آنها كسى را نزدند كه نزاع از آنها ناشى شده باشد . در اين فقره چه خواهيد جواب گفت ؟ رابعا شما در آن ميان شخص مقصرى نمىشناسيد كه بگيريد و كسى هم نمىآيد بگويد فلان مقصر است ، كه به شهادت او بگيريد . خامسا موافق مصلحتبينى ، خودتان خواستيد اطراف آنها را عسكر بگذاريد و مطالبهء مقصر نماييد . در
سفرنامه عضد الملك به عتبات ( فارسى ) — صفحة 178
مساهمون: عليرضا عضد الملك
ص١٧٨