را گرفته و كسر نمودهاند . ضررش عام است . در همين عتبات عاليات ، سالى يك كرور تخمينا ضرر دارد . البته صدهزار خلق از ممالك ايران به عتبات عرش درجات مىروند .
اعلى و ادنى بر روى هم نفرى بيست و پنج تومان خرجى مىبرند . يك كرور تفاوت اين است . بهعلاوه براى مجاورين و طلاب هم بايد از اينجا تنخواه نقد ببرند كه آنجا خرج كنند . تفاوت آن هم مبلغى گزاف مىشود . اين در عمل مجاور و زوّار عتبات عاليات است .
كار حاجّ بيت اللّه الحرام و تجارى كه در جميع ولايات متفرقند چه قدرها تفاوت خواهد داشت ؟ آنچه مذكور و محقق شد ، در هذه السنه ، تفاوت پولى كه حاج همراه داشتند ، هفتاد و ششهزار تومان شده است و مبلغ مزبور را در آنجا از حاجّ گرفتهاند .
ديگر در باب مجاورين عتبات [ عرش ] درجات است كه هرگاه كسى بيمرد ، ورثهاش بايد خانه و ملك او را ده روزه حراج كنند . واضح است كه در اين مطلب چه قدر كار بر ورثه سخت مىشود . از اين قبيل امور جزئيه بسيار است كه اين اوراق محل ايراد آن نيست .
گفتهاند حرف حرف مىآورد . ورود مسيّب و وصف آن منزل و روزنامهء آن ايام از دست رفت . حال بيان مطلب نمايم . مولوى گويد :
شمع مريم را به هل افروخته * كه بخارا ( مسيب ) مىرود اين سوخته
چادرهاى فدوى و همراهان را در كنار شط زده بودند . پياده شدم و به چادر رفتم . فورا عملهجات قرنطينه در جلو چادرها ريسمانى كشيده و چند نفر آدم در عقب ريسمان گذاشتند كه آنچه احتياج افتد به آنها بگويند بياورند .
پس از لمحه [ اى ] مدير و مينباشى و قاضى و طبيب ، براى تهنيت ورود آمدند ؛ ولى از زير ريسمان چادر نگذشتند . آن قدر ايستادند تا فراشها ريسمانها را باز كردند . آنوقت در جلو چادر آمدند و بر پاى ايستادند ، خوشآمد و تهنيت گفته ، رفتند . اين خانهزاد ممنون طاعون شدم كه موجب فراغت فدوى از مصاحبت آنها شد . معنى دفع فاسد به افسد اين است .
امّا مسيّب نسبت به صفحات عربستان خوش آب و هواتر است و در كنار شط فرات واقع گرديده . شط مزبور از شمال به جانب جنوب جارى است . سمت شرقى شط آبادتر است . اغلب جمعيت و خانهها و باغات و نخلستان و دكاكين آنجا است . در طرف غربى شط كه محل قرنطينه بود ، جز رباط و معدودى خانه و باغ ، آبادى ندارد . رباطش وسيع [ است ] ، گويند [ آن را ] حاجى صالح كبّه ساخته . در جلو رباط به سمت شط زمين مسطّحى است . چند خانه در طرف شمال و چند خانه در جنوب آن زمين واقع است . درويشى ، در زاويهء ميدان و كنار شط ، باغچه [ اى ] ساخته [ و ] درختهاى بيد و انار و انجير و خرما كشته كه حال همه برومند شدهاند . يك در آن باغچه از طرف ميدان و در ديگرش به سمت شط است . پهلوى درى كه به ميدان دارد طاقى ساخته و چند خم كه اعراب خب گويند نهاده ؛ پيوسته كارش اين است كه آن خمها را پرآب مىكند ؛ وقتىكه صاف و سرد شد ، زوار