قلم نيامد . ولى هركس را كه معين بود سواى شال زياده از اين مبلغ دادم و آنهايى كه لا على التّعيينهمه روز پيدا مىشدند و واسطههاى محترم برمىانگيختند و حين حركت هجوم آوردند ، معادل همين مبلغ متجاوز شد . به علاوه تا مسجد كوفه ده دوازده جا ايستاده ، جمعى را وجهى داده [ و ] گذشتيم . باز به فاصلهء پانصد قدم ، جمعى ديگر جلو اسب را گرفتند كه اكثرشان در لباس محترمين بودند . خلاصه رفتار ارباب توقع و اصحاب تكدّى ، به تحرير و تقرير درنمىآيد و اگر ممكن بود ، هزار چندان براى تصدق وجود مسعود موجب افتخار و مباهات اين غلام جاننثار مىگرديد .
نيابت كارپردازى آن اوقات در نجف با حاجى ملّا غفور بود . او هم در آنجا نبود . شيخ محمد حسين - پسر آقا محمد ابراهيم ارباب اصفهانى - به امور رسيدگى مىنمود و محمد حسين نامى آدم خود حاجى ملّا غفور هم آنجا بود . روز حركت به آنها هم خلعت داده شد :
شيخ محمد حسين پسر آقا محمد ابراهيم ، شال كرمانى اعلى [ يك ] طاقه ؛ محمد حسين آدمى حاجى ملا غفور ، شال كرمانى [ يك ] طاقه .
بالجمله بعد از مراجعت به منزل از صحن مطهر ، جناب آقا سيد رضاى كليددار و تمام خدّام ملايك احتشام و جميع اعزّه و اجلّه ، حضور به هم رسانيده - سه ساعت از طلوع آفتاب برآمده - با جمعيتى از خواص و عوام با پاى چكمه از منزل در ثانى به صحن مقدس رفته ؛ در جلو ايوان طلاى مبارك ايستاده ؛ كليددار ، زيارتى مختصر خوانده و غبار آن بارگاه را كحل الجواهر ديدهء اميد و آمال و توشهء سعادت و آمال نموده ؛ به اتفاق اشخاص معروضه ، از ميان بازار ، به جانب دروازه روانه شديم .
چون مينباشى و حاكم مديرها روز ورود استقبال و ديدن كرده بودند و آقا سيد رضا را هم به جهت بازديد برانگيخته داشتند ، در سر راه به سرايه - كه نزديك دروازه و متصل به بارو است - رفتيم . امين افندى حاكم به كربلا رفته بود . [ ولى ] اسماعيل افندى مينباشى و ساير مديرها حضور داشتند . آنها را بازديد كرده ، تخمينا ربع ساعت توقف نموده ، بعد از صرف قهوه ، بيرون آمدم . آنها نيز پياده ، همراهى و مشايعت كرده ، دم دروازه آقا سيد رضا و سايرين را وداع كرده به عزم مسجد كوفه روانه شدم .
از نجف اشرف - به فاصلهء ربع فرسنگ - در يسار جاده ، مرقد مبارك كميل ابن زياد است .
جلالت قدر او اظهر من الشمس است . در همان سمت مسجد حنّانه و مسجد سهله و مسجد زيد و مسجد صعصعه واقع است و قريب مسجد كوفه ، در طرف يمين ، بقعهء شريفهء ميثم تمّار است و پس از آن مسجد كوفه است .
در به دو ورود باراندازى است . دست راست و دست چپ باب الفيل است و اطراف آن در چهار پنج باب دكان بقال و علاف و يك قهوهخانه است و در زاويه چاه و منبعى است .
خود مسجد به اين طرز واقع شده [ كه ] باب الفيل در زاويهء ديوار شمالى ، متصل به ديوار
سفرنامه عضد الملك به عتبات ( فارسى ) — صفحة 158
مساهمون: عليرضا عضد الملك
ص١٥٨