جقهء مرصّع نه قطعه ، عود سوز مرصع زوج [ دو قطعه ] ، شمعدان طلا زوج [ دو قطعه ] ، خنجر مرصع سلاطين عجم چهار قبضه ، شمشير مرصع متعدد است . جبههء هر دو درهاى مبارك حرم مطهر طلا و مرصّع است . مرقد نواب غفرانمآب شاه شهيد آقا محمد خان نوّر الله مضجعه در رواق پشت سر مبارك است ( و نواب صاحب قران ميرزا آنجا را آراسته دارد ) . امير جنت سرير سليمان خان قاجار و بعضى از خوانين جليل الشأن قاجار نيز در همان مرقد بدين فيض مستغرقند . صحن مقدس تمام كاشى است و دو مرتبه حجرات منقح دارد . از حيث طول و عرض مربع است . ولى بام حرم مبارك از سمت مغرب به ديوار صحن اتصال دارد .
در ديوار شمالى ايوانى در وسط است و از هر طرف هفت حجره دارد . در ديوار جنوب و مشرق حجرات را دارد ولى [ در وسط ] به جاى ايوان در است .
اشخاصى را كه بازديد نمودم اين است :
جناب شيخ راضى سلّمه اللّه تعالى ، جناب شيخ مهدى ، جناب آقا سيد على ، شيخ محمد حسين شهير به كاظمين ، ملا محمد ايروانى ، شمس العلما ، شيخ صادق ، ميرزا محمود همدانى منزل نبود ، نواب صاحب قران ميرزا ، حاجى آقا ولد مرحوم نظام الدوله و شيخ صادق برادر مرحوم شيخ مرتضى اعلى اللّه مقامه .
از قرارى كه مذكور شد خانههاى نجف اشرف دوهزار و ششصد باب است و جمعيّتش بيستهزار بيشتر است . گفتند زياده از هزار نفر سقا دارد . مع هذا از بابت آب زياد بر مردم تلخ و سخت است . اوقاتى كه فدوى مشرف بودم بار الاغى كه دو مشك كوچك است نيم قران مىدادند . از تنخواه هند نهرى حفر نمودند كه از محاذى مسجد كوفه آب فرات را به كنار شهر بياورند ، دو ثلث زيادهء كار [ انجام ] شده و سختى گذشته است . از قرارى كه مذكور شد هرگاه مرحوم شيخ طاب اللّه ثراه حيات مىداشت ، شايد كه حالا آب را به نجف اشرف ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ .
از ؟ ؟ ؟ بود كه عصر روز دوشنبه هفتم [ صفر ] اين فدوى شرفياب عتبهء متبركه بودم ، هياهويى شد . خبر آوردند كه آدمهاى شما با عسكر نزاع نمودهاند . وقتىكه ماجرامعلوم شد حاجى محمد مكارى كه حامل بنه بود به قهوهخانهء درب صحن مقدس رفته ، قهوهچى تفنگ مىآورد كه به او بفروشد ، حاجى محمد گفته بود مىبرم مىنمايم ، در صورت ارزش مىخرم . به دست گرفته بيرون مىآيد . قراولخانه به قهوهخانه متصل است ، درب قراولخانه ، يك نفر عسكر تفنگ را از مشار اليه مىگيرد كه چرا اسلحه وارد شهر نمودهايد . حاجى محمد آن عسكر و تفنگ را برمىدارد كه به سرايهء نزد قائم مقام ببرد و تذكره بگيرد . به حاجى عباس قلى - يوزباشى فراشخانهء مباركه - خبر مىبرند كه عسكر ، حاجى محمد ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ . با دو سه نفر به سرعت دنبال او رفته در وسط بازار مىرسد . عسكر درشتى ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ خواهد كه كمر حاجى را بگيرد و به عنف ببرد . حاجى عباس قلى تفنگ را گرفته ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ را برمىگرداند . عسكرها خبر مىشوند ، به حمايت مىآيند و سر يك
سفرنامه عضد الملك به عتبات ( فارسى ) — صفحة 155
مساهمون: عليرضا عضد الملك
ص١٥٥