تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه عضد الملك به عتبات ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
آقا سيد رضا ، كليددار حرم حضرت امير المؤمنين صلواة اللّه عليه ، سيدى است با سوء خلق و فطرت شرير . روز دوم كه وارد كربلاى معلّى شدم مشار اليه هم آنجا بود ، ديدن نمود . بعد از نشستن و تعارفات رسميه گفت شما هم مثل حاجى محمد خان آمده‌ايد ؟ گفتم مگر او چگونه آمد ؟ و حال آن‌كه رفتارش را شنيده بودم ، خواستم از خود او ابراز شود . گفت وقتى كه به نجف اشرف آمد ، يك طاقه شال براى من آورده‌بود ، من هم در ميان مردم به دور كلاهش پيچيدم . گفتم كلام معصوم صدق است كه فرموده‌اند « اشرّ الناس خدّام قبورنا 9 ، حيف نباشد كه تو با وصف سيادت و كليددارى آن بزرگوار و كبر سن و ريش سفيد اين‌گونه هرزگىها و شرارت‌ها كه هيچ رذلى اقدام نمىنمايد مىكنى ؟ اگر طمع دارى ، به‌طور انسانيت رفتار كن . هيچ‌كس در اين آستانهء متبركه صاحب مال و جان نيست ، و الّا به شرارت و هرزگى كسى دينارى به تو نمىدهد و حضرت راضى نيست كه به اين‌طورها كسى به تو چيزى بدهد ، سهل است ، حرام است به تو چيزى دادن . در عوض اين شرارت و هرزگى تو نيك‌ذاتى و علوّ همّت و خلوص عقيدت سركار حاجى محمد خان را به ائمه معصومين ( ع ) ملاحظه كن به چه اندازه است كه تحمل شرارت تو را فرمودند و باز هرچه خواستى از شال و نقد دادند و ابدا اين فقره را به خاك‌پاى اقدس مىرسانيد ، حال از تو قبيلهء تو نام و نشان نبود ؛ وان‌گاه تو در كار خود آن قدر قابليت ندارى كه [ وقتى ] يك نفر سرباز مىآيد در حرم مطهر بست مىنشيند ، وقتى كه مىخواهند [ او را ] بكشند منع نمايى . خادم يك امام‌زاده شأن و قابليتش زياده از تو است . ديوانگى و لوطىگرى را با مردمان بزرگ شعار خود قرار دادى و اسم خود را سيد و شيعه نهاده [ اى ] ، رسول خدا ( ص ) و ائمهء هدا ( ع ) از تو بيزارند . سر كار حاجب الدوله محض بزرگى و بزرگ‌منشى اغماض و چشم‌پوشى فرمودند ، ديگران تحمل نمىنمايند و در حفظ آبروى خود و ولىنعمت تكليفات شرع و عرف را به عمل مىآورند . از اين فقرات سيد به جاى خود نشست و اهل مجلس تصديق فدوى و ملامت او را نمودند . وقتى كه خانه‌زاد به نجف اشرف مشرف شدم ، هنوز آقا سيد رضا در كربلا بود . آقا سيد محسن نايب كليددار و آقا سيد جواد كليددارزاده از هر جهت شرط ادب به عمل آوردند و شب شنبه پنجم [ صفر ] را مهمان خواستند . اوّل به واسطهء كشيدن عسكر از حرم مطهر وعده ندادم ، بالأخره به اصرار و ابرام و الحاح قبول نموده شب مزبور را [ به ] آنجا رفتم . جنابان شيخ الاسلام و آقا سيد اسد اللّه و على بيك و مرتضى قلى خان و حاجى ميرزا رحيم و آقا حسين قمى را همراه بردم . نيكو ضيافتى كرده بودند . نجف اشرف بدين طرز واقع است كه اطرافش الى ما شاء اللّه زمين مسطح است . تل جودى در طرف شرقى شهر متصل به دروازه واقع شده ، وادى السلام در شمال و دريا در مغرب و در جنوبش صحرايى است كه منتهى به دريا و اراضى قادسيه مىشود . قلعه [ اى ] دارد [ با ] آجرى بس رزين 10 و محكم ، كه مرحوم حاجى محمد حسين خان صدر اعظم اصفهانى رحمه اللّه ساخته . قبل از آن‌كه قلعهء مزبور ساخته شود ، اكثر اوقات اعراب عنيزه و شمّر
سفرنامه عضد الملك به عتبات ( فارسى ) — صفحة 153 | عليرضا عضد الملك / حسن مرسلوند