رشحه [ اى ] بود گستردند ؛ و پس از صرف ناهار دعاى سلامتى ذات اقدس خداوند نعمت روحى فداه را گفته ؛ به منازل خود رفتند . هم آن روز جناب شمس العلماء و بدر الفقها شيخ راضى سلّمه اللّه تعالى - كه امروز اعظم علماء و اجلّ دعاگويان بقاى دولت قوىشوكت است - ديدن فرموده و هم جناب مستطاب آقا سيد على سلّمه اللّه تعالى ، كه آقا سيد رضا ابن آقا سيد مهدى بحر العلوم رضوان اللّه عليهما را پسر است و شريعت غرّا را سواد بصر ، وقت عصر ديدن نمودند و مجلس را من البلد و الى الختم به محامد ذات و مدايح صفات و مآثر كرم و محاسن شيم 151 خديو اورنگ جم ، و جمشيد دولت عجم روحى فداه منوّر و معطر داشتند .
الحق وجود چنين دعاگويان خالص الاعتقاد ، در ميان آن مردم حقد و حسد نهاد ، مغتنم است و ترفيه حال آنها بر اولياى دولت روزافزون از اكثر مهمّات الزم و اهمّ .
چندى قبل از كارگزاران دولت عثمانى ، چنانكه در همهء آن حدود با اعلى و ادنى در اين معاملهاند ، گريبان جناب آقا سيد على را گرفته بودند كه رعيت دولت عثمانى شو و تذكرهء امانى بگير . در جواب فرمود كه من از اولاد و شيعيان على عليه السلامم ، [ و ] جز به رعيتى و تبعيت دولت علّيه ايران تن در ندهم . جامهء خود سيه و دلق كس ازرق نكنم از مال دنيا در ملك شما بيش از يك خانه ، كه بهانه شما به او است ، ندارم و آن را با بهشت جاودانه برابر نسازم و جز به پادشاهى ناصر دين احمدى و ناشر مذهب جعفرى خلد اللّه ملكه و ابد اللّه شوكته گردن ننهم ، گو بيا سيل غم و خانه ز بنياد ببر كه مرا گوشهء عبادت و توشهء قناعت كافى است . شيخ على شيخ الاردو را هم در همان مجلس تكليف به تبعيتى نموده بودند ، انكار كرده و گفته بود چگونه مىتوانم از رعيّتى دولت علّيهء ايران تبرّى نمايم و حال آنكه سالى دويست تومان وظيفه مىگيرم و سالى سيصد تومان از امناى دولت قاهره به من انعام و احسان مىكنند و پانزده سال بيشتر است كه پروردهء نعمت دولت همايون ايرانم و برآمده بود .
خلاصه آن روز بعد از چاى به عتبهء مباركه رفته ، [ و ] به شرايط تكميل نيابت پرداخته ؛ بعد از نماز مغرب ، مراجعت به منزل نمودم و آن شب را - فرخنده گوهر درج فضل و سيادت و درخشنده اختر برج علم و اصالت - آقا سيد جعفر پسر جناب شريعتمدار آقا سيد صادق سلّمه اللّه تعالى تشريف آورده و در خدمت ايشان به سر برديم ؛ و از قرار تصديق ارباب بصيرت آن جناب در علم و عمل چنان است كه يمينى گويد جهانى است در جوانى و بحرى است در نهرى ، مرحوم شيخ مرتضى اعلى اللّه مقامه را اعظم تلامذه است و در پيش جميع علما مسلّم و صاحب اجازه ، شير را بچّه همىماند به او .
سفرنامه عضد الملك به عتبات ( فارسى ) — صفحة 140
مساهمون: عليرضا عضد الملك
ص١٤٠