خود عارض درهم و دينار نديدهاند به مردمان بابضاعت و اعتبار ادعاى پانصد و هزار مىكنند . از اين قبيل رفتار ، كه اين بندهء فدوى هزاريكش را نشنيدهام و صديكش را تقرير نتوانم ، بسيار است . اول زحمتش را به او مىدهند و پس از كشف مطلب ، در پيش خارجى خجالتش با او است . از مواد عشره گذشته ، در ساير امور مانند شمشير شاهره ، 114 قاطع مقاصد است و جامع محامد . بابى گشوده دارد و نانى گسترده . آنچه از قونسول انگليس در آن حدود حكايت نمايند آيينه سنگ است و اسباب قشنگ و آنچه از او معروف است پلو آش است و توسعهء معاش . هر نوع مرحمتى كه از جانب سنى الجوانب همايون در ترفيه و تقويت او مبذول گردد شرعا و عرفا بهجا است ؛ زيراكه مأموريت او نسبت به سايرين حمل حجر الاشدّ 115 است .
سهشنبه شانزدهم [ محرم ] ، صبح كارپرداز به منزل فدوى آمده تا غروب آنجا بود . در خصوص ملاقات با جناب پاشا گفتگو نموديم . قرار داده شد روز پنجشنبه را در كارپردازخانهء بغداد صرف ناهار نموده ، پس از آن به منزل جناب پاشا برويم و پاشا روز شنبه بازديد نمايد . آن روز هم تا وقت غروب به آمدوشد مردم مشغول بوديم .
چهارشنبه هفدهم ، بعد از عتبهبوسى امامين الهمامين عليهما السلام ، به منزل آمده ، تا وقت ظهر ، علما و فضلا و شيخ طالب كليددار و ساير خدّام و شاهزادگان دستهدسته مىآمدند و دعاى سلامتى ذات اقدس را مىگفتند و شعراى عرب و عجم قصايد [ ى ] در تهنيت ورود هديهء همايونى و مدايح خسروى مىآوردند و مىخواندند .
بعد از ناهار بىخوابى غلبه كرد ، دو سه ساعت خفته ، بعد از آن به حرم محترم رفتم . از آنجا به باغى كه كارپرداز در كاظمين دارد رفته چاى عصر را آنجا خوردم و مقارن غروب اين فدوى به حرم مبارك رفته و كارپرداز عزيمت بغداد نمود .
قصايد و مدايحى كه شعرا در تهنيت هديهء همايونى گفتهاند ، چه شعراى عرب و چه عجم ، ضبطش در اين اوراق طول لا طائل بود [ و جداگانهجداگانه ] به لحاظ همايونى مىرسانم .
صبح پنجشنبه هجدهم [ محرم ] بعد از زيارت عزيمت بغداد نموده ، جنابان شيخ الاسلام و آقا سيد اسد اللّه را هم مخصوصا كارپرداز وعده خواسته بود ؛ ايشان را با عالىجاهان مرتضى قلى خان و حاجى ميرزا رحيم و على بيك نايب اصطبل مباركه ، به اتفاق برداشته رفتيم . خارج كاظمين
سفرنامه عضد الملك به عتبات ( فارسى ) — صفحة 128
مساهمون: عليرضا عضد الملك
ص١٢٨