بالجمله ، در اين حالت ، آنان كه به حليهء تشيّع محلّى 87 بودند ، اين روز را نوروزى سعيد و اين مكرمت را جشنى رغيد يافته ، از شدت وجد و طرب پاى بر هوا مىگذاشتند [ . . . ]
از [ . . . ] قبر ابو حنيفه الى [ . . . ] آستان ملايك پاسبان كاظمين عليهما السلام ، در دو جانب ، و از دو طرف ، شيعه و سنّى ، سپيد و سياه و اناث و ذكور ، در خارج و داخل بغداد ، بر سر برجهاى قلعه و بامسرايه پاشا و ميدان دربسرايه و قهوهخانهها 88 و قراولخانهها 89 ى دو جانب و دكاكين و زير ديوارها و بام و منظرهخانهها - تا كنار دجله و روى جسر و بغداد كهنه و صحراى كنار دجله - فيما بين بغداد و آستانهء مقدسهء كاظمين عليهما السلام ، از هر نوع و هر جنس [ . . . ] بر دوش يكديگر برمىآمدند . بعضى به شور و بعضى به زور ، زبان به تهنيّت گشوده داشتند .
خير مقدم ، حبّذا ، اهلا ، هلا * لوحش اللّه ، بارك اللّه ، مرحبا 90
[ اين خوشآمدگويىها ] از ثرى 91 به ثريا مىرفت . از جايى كه مستقبلين رسيدند تا به دروازه كاظمين عليهما السلام ، قريب چهارصد قربانى كردند . [ . . . ]
و نه آنقدر شيعيان على بن ابى طالب عليه السلام را طرب و نشاط احاطه كرد كه توانم حكايت نمود .
بساط سبزه لگدكوب شد به پاى نشاط * ز بس كه عارف و عامى به رقص برجستند
نواب اقبال الدوله كه از اجلّهء هنود 92 و سر سلسلهء رنود 93 عهد است ، با نوّابان هند بيامدند و به محض ديدن نذر همايونى ، زمام اختيار از دست داده ، خويشتن بر پاى استران افكندند و لجامشان ببوسيدند و كحل الجواهر غبارشان بر ديدگان كشيدند و از رفتار او وقرى و شكوهى بيفزود و عظمى در دلها برفت . پس از آن جناب علامة الخبير و النحرير البصير ، محقق الدقايق و مدقق الحقايق شيخ عبد الحسين 94 سلمه اللّه تعالى با جمعى از علماى اعلام و فضلاى كرام برسيدند و شرايط تهنيت را به دعاى سلامتى وجود مسعود همايون مقرون كردند و در