تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه عضد الملك به عتبات ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
القمرين ، امامين المعصومين ، موسى بن جعفر و محمد بن على بن موسى است ، روحى و ارواح العالمين لهما الفدا . بر فور كه ديدگان به ادراك اين فوز مستسعد آمد ، به مفاد تو خود حجاب خودى 63 حافظ از ميان برخيز ، از وجود خود تهى گشتم چونى و خلوص عقيدت همايونى را بدان خاندان كه دل و جانم حامل آن بود در برابر آن
دو آفتاب و ليكن به يك سپهر مكين * دو ماه ليك به يك برج هر دو كرده قران يكى مباشر آثار سير هفت افلاك * يكى مكاشف اسرار ربط چار اركان يكى چراغ شبستان عيسى مريم * يكى فروغ تجلى موسى عمران يكى نتيجهء انوار قدرت ايزد * يكى خلاصهء آثار رحمت يزدان
شخصيّت 64 مجسّم و پيكر مشخص يافته 65 ، عشقى كه در فطرت پاك و گوهر تابناك شاهنشاه جم‌جاه است ، سر از جيب برآورده و بدين مقال ترنّم فرمود :
كاى 66 طفيل بودتان بود همه * هست در سودايتان سود همه خانهء دل منزل اخلاصتان * خلوت جان جاى خاص الخاصتان اى فزون از فكر و از تدبير ما * هم جنون ما و هم زنجير ما گرچه شاهم ، بندهء اين درگهم * بندهء اين درگهم ، زان رو شهم در ز فيض خود مرا بگشاده‌ايد * هرچه را لايق بُدم آن داده‌ايد زاد راه 67 و توشه و سرمايه‌ام * از شما آمد به قدر پايه‌ام نصرت و فتحم هميشه داده‌ايد * شوكت و اقبال من افزوده‌ايد نام من از ماه تا ماهى گرفت * زيور از من مسند شاهى گرفت