تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه عضد الملك به عتبات ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
فرق شاهان جهان را افسرم * خاك پاى عترت پيغمبرم سود سودا با زيان آورده‌ام * آنچه داد ستيد 68 آن آورده‌ام
از آن پس ، از كنار دجله ، بر روى سد ، بدين طريق كه سه دسته سواره‌نظام با موزيكانچى و جنيبت‌ها در جلو ، و اين خانه‌زاد آستان همايون از عقب آنها ، و پيشاپيش هديهء همايونى ، و على بيگ نايب با يك دسته سواره‌نظام كه پنجاه نفر بودند در عقب [ هديه همايونى ] و از همراهان ، جناب آقا سيد اسد اللّه را به واسطهء موزيكال از عقب با على بيگ واداشته و لجام پيش‌آهنگ را به ميرزا محمد حسين سپرده روانه شديم . امّا در عالم معنى : اعداد 69 يسر 70 بر ميسره و امداد يمن بر ميمنه ، وفود 71 نجاح 72 بر جناح و جنود سعادت در پيش بود . [ . . . ] در رهگذار ، بقعهء [ . . . ] ابو حنيفه 73 كه سنّيان امام اعظمش خوانند ، در سر راه بود . [ . . . ] بارهاى نذر همايونى هم عقب مانده بود . لابد از درنگ بودم كه تا برسد . لهذا پياده شده بدان [ . . . جاى ] رفتيم . دالانى دراز [ . . . پيش روى بود ؛ ] در اوّل دالان دست چپ ، محوطه محقرى است [ . . . ] خواستيم از آن در وارد شويم [ . . . ] مسدود و مقفّل 74 بود . باز گشته ، آن دالان دراز را طى نموده ، به حياطى مربّع وارد گرديده كه درى [ . . . ] داشت و آن نيز بسته بود . [ . . . ] بالجمله كليددار آمد و در را گشود . اول چهل ستونى است . طولا از روى تخمين سى ذرع 75 و عرضا پنج ذرع ، [ كه ] منبرى از سنگ سيزده پلّه در او نهاده‌اند ؛ [ . . . ] و بعد بقعه‌اى است و گنبدش از خارج و داخل كاشى است . دو مناره دارد و ضريحى نقره . اسباب تجملّش شش قنديل طلاى كوچك و نه قنديل نقره و چهار قطعهء كاغذى [ كه ] به ديوار نصب است . درش چوبى است و در زاويهء ديوار شمالى [ واقع ] است . كنار ديوار غربى و شمالى از هر طرف چهار پنج رحل 76 است و بر روى هر رحل كلام اللّهى [ . . . ] است . بعد از ورود به آن‌جا عثمان بيگ و غيره فاتحه خواندند [ . . . ] بيرون آمديم . 77 در صفّه 78 هاى دالان كه تشك 79 و نهالين 80 گسترده و نهاده بودند ، نشستيم . سيد مصطفى نامى كه گفتند از اولاد فاروق 81 است ، با قاضى و جمعى [ از ]