و شل و زن و طفل همه نوع در هر لباس مىآمدند . آنهايى كه در سر پل [ با ] يك دانه شاهى سفيد مست بودند ، اينجا به پنجهزار رفع صداع نمىنمودند و آنهايى كه آنجا به يك قران سوداشان قطع مىشد ، اينجا پنج تومان صفراشان را نمىشكست . همچنين در اماكن مشرفه كه از در و ديوار ، سياه و سفيد ، عاقل و ديوانه ، رذل و محترم ، عارف و عامى ، يك ساله و صد ساله و پهن و دراز متكوّن مىشدند ، به تملّق و تغيّر ، به نثر و نظم ، به عربى و عجمى ، به نرمى و درشتى و به شيرينزبانى و فحش ، هرچه مىخواستند مىگرفتند . چنانكه در حرم حضرت عباس عليه السلام درويشى اول نفرينم كرد و بعد به فحش رسيد . مع هذا مهربانى و ملايمت نموده پولش دادم .
اين حالت گداها بود و امّا شاعر ، خاصه در اماكن مشرفه ، فوجفوج ، عرب و عجم و هندى شعر مىگفتند و مىآوردند و چون تهنيت هديهء همايونى و دعاى سلامتى ذات اقدس ارفع سركار جهانمدار ظل اللهى روحى و روح العالمين فداه بود ، هريك را به اندازه شأن و فراخور حالشان از ده تومان الى يك تومان و جبّه و عبا دادم . خدّام ملايك احتشام كه جاى خود دارند و در رديف اينها واقع نيستند . اينهمه طول لا طائل 40 از بابت صدمه [ اى ] بود كه آن شب از گداها در بعقوبه وارد شد . الكلام يجرّ الكلام 41 منتهى به اينجاها گرديد .
خلاصه ميرآلاى آمد و به اتفاق به منزل قائم مقام رفتيم و تا صبح آنجا بوديم . امّا هديهء همايونى را - به هزار مشقّت و صعوبت ، قبل از طلوع آفتاب - وارد نموده ، فدوى هم از منزل قائم مقام برآمده و خشتهاى مبارك را از جسر 42 عبور داده ، آن طرف شط فرودآورديم .
ولى همراهان خشت سعادتسرشت ، مانند خشت خام كه در آب اندازند ، متلاشى الااعضاء وارد شدند . خصوصا جناب آقا سيد اسد اللّه كه پير و شكسته و منحنى هستند . بعد از برخاستن 43 از منزل قائم مقام دوازده تومان به پيشخدمتان مشار اليه انعام داده و به منزل آمدم .
وقت طلوع آفتاب روز پنجشنبه يازدهم [ محرم ] از آب گذشته ، به چادر آمديم و از شدت فرسودگى و خستگى طاقت نشستن نداشتيم . تماما مانند برگرزان در موسم خزان افتاديم .
بعد از ظهر كه از خواب برخاستم 44 ، حاجى على آقا قائم مقام و اجزاى مجلس حكومتى بعقوبه به ديدن آمدند و از عدم اطلاع ورود هديهء همايونى معذرت خواستند . قائم مقام خواهش نمود كه روز جمعه را به ناهار مهمان او باشيم . قبول نمودم . تا عصر آنجا بودند و بعد از چاى رفتند . قرار مجلس حكومتى دولت عثمانى اينطور است كه جميع اجزاى حكومتى از جانب [ هر ] ايالت ، كلية مأمور مىشوند . مثلا كاتب ماليه و كاتب انشاء و ساير اجزاى حكومتى آنجاها از جانب نامق پاشا است و بدون حضور همه حكمى نمىشود .
سفرنامه عضد الملك به عتبات ( فارسى ) — صفحة 117
مساهمون: عليرضا عضد الملك
ص١١٧