تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 822

مساهمون:

ص٨٢٢
مىكند و بعد از اينكه يكصد و هشتاد نفر آنها را تلف مىكند ، سرهنگ درصدد برميآيد كه بر خلاف تركها اقداماتى براى دفع مرض به عمل آورد و دستور ميدهد تمام البسه موجود در سربازخانه را بشويند و تمام سربازها در بوسفر استحمام كنند و تمام اطاقها و اثاثيه را دود داده و ضدعفونى كنند و اقداماتى به عمل ميآورد كه از ورود چيزهائى كه مسرى مرض باشد جلوگيرى شود . يكى از بدخواهان سرهنگ موضوع را به اطلاع قاضى عسكر مىرساند . روزى كه ملا براى انجام وظيفه‌اش به سربازخانه مىآيد از وضع صحى سربازها استفسار مىكند و وقتى سرهنگ اقداماتى را كه به عمل آورده به او گزارش ميدهد در جواب ميگويد : « به اين كارها همه بىفايده و بىاثر است . بگوئيد قلم و كاغذ و مركب بياورند من وسيله خوبى براى جلوگيرى از مرض طاعون بشما خواهم داد » بعد چند سطرى كه لابد جملاتى از طلسم بوده روى كاغذ مينويسد و بسرهنگ داده ميگويد اين را سر درب سربازخانه نصب كنيد و مطمئن باشيد كه بهيچوجه طاعون بسراغ شما نخواهد آمد . بعدا شكايات رسمى از اقدامات احتياطى سرهنگ به مقامات بالا ميرسد استحمام سربازها ، شست و شوى البسه و غيره عصيان و گناه بزرگى تلقى شد . و خليل پاشا سر عسكر تازه و داماد سلطان سرهنگ را متخلف و مقصر شناخت و با وجود اينكه خودش دستور احضار او را داده بوده از پذيرفتن او امتناع ورزيده و پيغام ميدهد كه ديگر افسر قشون نيست . سرهنگ بيچاره كه با موافقت كتبى سرعسكر سابق عمل كرده بود با ارائه دستور كتبى ما فوق از انفصال معاف مىشود ولى به او تذكر ميدهند كه من بعد اين حقه‌بازيها را كنار بگذارد و الا فورا از قشون اخراج خواهد شد . گمان ميكنم با وجوديكه اين سرهنگ زمانى يكى از خواص حضرت سلطان بوده حالا از قشون كناره‌گيرى كرده است من ميترسم اين موضوع و نظائر آن كه زياد است نگذارد نژاد ترك از خرافات و معتقدات سخيفى كه گرفتار است آزاد شود بخصوص كه زمامداران و درباريان بيشتر از ساير مردم گرفتار اين خرافات ميباشند . ناخوشى بمقامات بالا هم سرايت كرده بود و زن و خانواده رئيس افندى وزير خارجه را هم به ديار عدم فرستاد . خودش هم ناخوش شده بود و همه خيال كردند طاعون است و حال آنكه طبيبش تشخيص يك نوع فلج سبكى داده بودم پيسانى « 1 » بمناسبت شغلى كه داشت وزير خارجه دائما ارتباط داشت با وجود خطر سرايت مرض به عيادتش ميرود و مىبيند وزير در همان اتاق و تخت‌خوابى كه زنش روى آن جان سپرده آرميده است ناچار كنار
هامش
( 1 ) -M . Pisani