تحريكات نمايندهء دولت ايران در اسلامبول بر عليه شاهزادگان
مدت توقف شاهزادگان در اسلامبول طولانى مىشود و با وجوديكه در اثر اقدامات سفير انگليس باب عالى و وزارت خارجه قول داده بودند كه هرچه زودتر وسائل عزيمت آنان را به بغداد فراهم كنند مدتى به طفره و تعلل ميگذرانند و حتى از صدور اجازه اقامت در بغداد كه قبلا موافقت كرده بودند سر بازميزنند و عاقبت در اثر اقدامات مجدانه و مجدد سفير انگليس موافقت مىكنند . فريزر در اينباره مينويسد .
« يك تاجرى به نام محمد آقا شخصيتى نداشت و به نام عامل يا قونسول ايران شناخته شده بود از طرف پادشاه ايران به باب عالى اعتراض مىكند كه توجه و عنايت باب عالى به شاهزادگان كه ياغى و دشمن شاه ايران هستند با اتحاد و روابط دوستانهاى كه بين باب عالى و دربار ايران برقرار است مغايرت خواهد داشت . وزير خارجه جواب ميدهد كه سرورش سلطان اين شاهزادگان جوان را مسئول اقداماتى كه پدر مرحومشان كرده نميشناسد و چون در بدبختى و آوارگى به او پناه آوردهاند طبق رسوم متداول بين ممالك متمدن خودش را مكلف ميداند كه تا زمانى كه در امپراطورى عثمانى و در پناه او هستند نسبت به آسايش و رفاه آنها برطبق اين ميهماننوازى عمل كند و يقين دارد كه شاه ايران هم با اين عمل موافقت دارد .
ناخوشى طاعون در اسلامبول
مىگفتند سرايت ناخوشى از مصر بود . ولى چون اين ناخوشى هيچگاه در اسلامبول به كلى از بين نميرود و مرضى بومى است ممكن است از مصر هم سرايت نكرده باشد در هر حال در ماه جولاى چند روزى ناخوشى بروز كرده و در ماههاى اوگوست و سپتمبر شدت كرده و در اكتبر و نوامبر كه بايد به علت فرارسيدن زمستان تخفيف پيدا كند بر عكس به منتهاى شدت رسيده است راجعبه تعداد تلفات اقوال مختلف است . بعضى ميگفتند كه مدتى تلفات روزانه به هزار و دويست نفر رسيده است بعد از ورود ما به اسلامبول تلفات كمتر شد . مجموع تلفات را از شصت و پنج الى يكصد هزار نفر ميگفتند اما صحت اين ارقام مشكوك است زيرا در اسلامبول هم مانند ساير شهرهاى شرق هيچ احصائيهاى از جمعيت گرفته نشده و هيچ دفترى براى ثبت اموات وجود ندارد . اما در اينكه