سفر در درياى سياه
ميبودند . از آنجا گذشته « 1 » متصل به دريا گشتيم . آن روز و آنشب را در « 2 » قرهدنگيز ميرانديم . با وجود فصل زمستان و انقلاب دريا للّه الحمد بطريقى سهل گذشت « 3 » .
تا يوم دوشنبه بيست و هفتم يك ساعت قبل از ظهر در مقابل شهر « ورنه » « 4 » كه يكى از اسكله [ هاى ] بلاد بنى عثمان « 5 » است لنگر انداخته كپتان و جمعى از اهل جهاز به شهر ورنه رفته به جهت امورات مدت سه ساعت درخور ورنه توقف كرديم . پاشاى آنشهر را نجيب پاشا مىگفتند .
خلقت آن شهر « 6 » ده هزار كس ميبود . دو ساعت بعد از ظهر كه كپتيان
در بندر وارنا
كار خود را پرداخته « 7 » از خور ورنه لنگر برداشته تا قريب به مغرب ملايمتى در هوا بود و كشتى بطريقى رفتار مىنمود « 8 » . بعد از مغرب باد مخالف شد « 9 » موج و طوفان شدت كرد « 10 » . بطريقى شد كه يك نفر در آن كشتى به حالت
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس : از آنجا نيز عبور نموده .
( 2 ) - نسخهء مجلس : از .
( 3 ) - نسخهء اصل و مجلس : تا اينكه .
( 4 ) -Varna. ف .
( 5 ) - نسخهء اصل و مجلس : عثمانى است .
( 6 ) - اصل و مجلس : و جمعيت نفوس آنجا را . . . ميشمردند .
( 7 ) - نسخهء اصل و مجلس : پرداخت .
( 8 ) - نسخهء اصل و مجلس : بطريق خوشى ميرفت .
( 9 ) - نسخهء اصل و مجلس شدت كرد .
( 10 ) - نسخهء اصل و مجلس : و طوفان سر از دريا برداشت .