پرتوافكن ميبود . بعد از مدت دو ساعت از كنار معمورهء چند گذشتيم كه آنحدود را « بسرابيه » « 1 » گفتندى « 2 » و بسرابيه مملكتى است از ممالك روس
در ايالت بسارابى
جمعيتى بسيار در آن ارض و ديار از پياده و سوار قزاق بكنار شط دنيوب فوجفوج در گردش و حارس بودند و محارست مينمودند كه مبادا از جماعت عثمانلو به علت ناخوشى طاعون احدى قدم در مملكت روس گذارد و در آن زمان تمام بنى عثمان ساكنين و عابرين آن سامان به علت ناخوشى طاعون در قسطنطنيه مردود و در كارانتين بودند و امكان نداشت كه توانند روى به جائى آورند و در آن حدود بكنارهء شط دنيوب هر هزار قدم سوارى از قزاق ايستاده و مراقب ميبود كه مبادا از آنطرف شط كه بلاد بنى عثمان است يا مراكبى كه از روى « 3 » شط عبور مىكند احدى به خاك روسيه قدم
قرنطينه
گذارد و بمحض اينكه جهاز ما بيكى از سواران « 4 » ميرسيد آن سوار در مقابل جهاز اسب تاخته تا اينكه ما را به سوارى ديگر ميرسانيد و كذالك آن سوار به سوار ديگر رسانيده به همين قسم مراقب احوال ما بوده تا اينكه ما را به دريا رسانيدند . و تمام سواحل دنيوب كه متعلق به ولايت روس است به همين قسم احتياط كارنتين را داشته « 5 » همهجا در طرف يمين بلاد بنى عثمان
هامش
( 1 ) - بسارابياBessarabia. ف .
( 2 ) - نسخهء اصل و مجلس : مىگفتند .
( 3 ) - نسخهء اصل : يا از مراكبى كه بر روى - مجلس : يا از هر . .
( 4 ) - نسخهء اصل و مجلس : آن سواران .
( 5 ) - نسخهء اصل و مجلس : داشتهاند .