آن كپتان انگريزى ميبود و ليكن كمپنى آن مركب و بعضى از مراكب ديگر جمعى از تجار عظيم الشأن و اغنياء فرنگستان ميبودند « 1 » كه با يكديگر شركت كرده مراكبى چند در درياى قرهدنگيز و شط دنيوب الى ممالك نمسه و از قسطنطنيه تا حدود يونان و ازمير معين فرموده « 2 » كه متصل بهم به مسافرت و تجارت مشغول است . در هر پانزده روز لازم است كه از اسلامبول بكلاس « 3 » آمده باشد و از كلاس به قسطنطنيه مراجعت كند و در تمام سال به همين قرار مسافرت مىكند الا در سه ماه زمستان كه شط دنيوب يخ بسته تردد آن جهاز موقوف مىشود بجاى ديگر خواهد رفت . منافع آن جهازات بسيار است از اينكه پادشاه نمسه كه فرديناند « 4 » است يكى از شركاى ايشان محسوب مىگردد و اعلام و نشانهء آن مركب علامت دولت نمسه است .
الحق مركبى پاكيزه و مستحكم بوده از هر چيز در آن جهاز بهم ميرسيد . در آنشب ما بجهاز استراحت كرديم و يوم شنبهء بيست و پنجم آتش و زگال « 5 » در كانون جهاز كرده توپى چند انداخته و روى به قسطنطنيه روان گشتيم . هوائى در غايت اعتدال و آفتابى در نهايت فروغ و جمال « 6 »
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس : ميباشند .
( 2 ) - نسخهء اصل و مجلس : فرمودهاند .
( 3 ) - نسخهء اصل و مجلس : از كلاس به اسلامبول
( 4 ) - نسخهء اصل : فروينند - مجلس : فروتنيد .
( 5 ) - نسخهء اصل و مجلس : اين كلمه را ندارد .
( 6 ) - نسخهء اصل : در غايت صفا و فروغ - مجلس : در نهايت صفا و فروغ