شعور و صحت نبود . انقلاب احوال ما از حد گذشته همگى تا به صبح بى خود افتاده بوديم .
وصف بوسفر
قريب به صبح افاقه در انقلاب دريا بهمرسيده هنگام طلوع آفتاب يوم سهشنبهء بيست و هشتم به اول بغاز « بسفرس » رسيديم و همهجا در بغاز مىآمديم . از دو طرف بغاز جبال خوش آبوهوا و خضراى باصفا ميبود كه چنان مكانى در كمتر از امكنهء عالم واقع گشته « 1 » و آنمكان محلى مىباشد كه درياى قرهدنگيز تنگ مىشود . در ميانهء دو كوه كه فاصلهء آن « 2 » زياده از يك ميل مسافت « 3 » نيست و بعضى اماكن كمتر از يك ميل « 4 » خواهد بود « 5 » و آن جبال چون زمرد سبز و خرم است . از دو طرف كوه بحسب طول بكناره و مشرف بر درياى بغاز باغات ، خانهها و عمارات عاليه ساختهاند و قصورى « 5 » مرتفع بنا نهادهاند كه از آن كوهسار خرم متصل بهم چشمهها و نهرهاى مصفا بر خانهها و قصرها جارى است و از آن عمارات آب روان به دريا ميريزد و اشجار بسيار خاصه درخت سرو بر كنارهء دريا از هر خانه سايه افكنده مساجد و مصلى عظيم در كنارهء بغاز آغاز نهادهاند .
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس : كمتر از امكنهء عالم واقع خواهد شد .
( 2 ) - نسخهء اصل مجلس : آن دو كوه .
( 3 ) - نسخهء اصل و مجلس : اين كلمه را ندارد .
( 4 ) - نسخهء اصل و مجلس : در بعضى از اماكن كمتر نيز هست .
( 5 ) - نسخهء اصل و مجلس : قصرهاى .