بهبودى مؤلف
و يوم يكشنبهء نوزدهم للّه الحمد اندكى حرارت و سخونت تسكين يافته بعد از چند شبانهروز كه خيال خواب در آينهء ضميرم نقش نبسته بود يك دو ساعت خوابيدم و يوم دوشنبه و سهشنبهء بيست و يكم للّه الحمد افاقهء كلى در احوال بهمرسيده و تب به كلى رفع گرديد . اشتهاى غذائى بهمرسيده ولى شبانهروزى يكدانه سيب پخته زياده تجويز نميكردند و بنيهام اينقدر نبود كه زياده از آن غذائى را تواند تحليل برد و اينقدر ضعيف و نزار بودم كه تصور مىكردم :
باد اگر در من اوفتد ببرد * كه نمانده است زيرجامه منى « 1 »
ولى هر لحظه خداوند عالم را صد هزار بار شكرانهء نعمت صحت نموده كه جانى تازه عنايت كرده بود « 2 » و در يوم چهارشنبهء بيست و دويم للّه الحمد افاقهء كلى در احوال بهمرسيده يوم پنجشنبهء بيست و سوم مركب نارى از قسطنطنيه به كلاس وارد گرديد و اخبار قسطنطنيه اينكه ناخوشى طاعون نسبت بسابق تخفيف يافته است به اين طريق كه قبل از آنها در روزى چهار هزار نفر بدين بليه هلاك ميگشتند و در آنروزها كه تخفيف يافته بود در روزى هزار كس رسيده است و تا به حال به قدر صد هزار كس از شهر قسطنطنيه بدين مرض تلف شدهاند و هرگز چنين امتدادى در آن ناخوشى نبوده است و كمتر كسى بخاطر داشته است كه در اسلامبول اينقدر مرض توقف كند نعوذ باللّه من غضب القهار . با وجود چنين خبر و صعوبت آن سفر از اينكه در كلاس
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس : تنى .
( 2 ) - نسخهء اصل و مجلس : . . . صد هزار بار شكر مىكردم كه نعمت صحت عطا نموده و جانى تازه عطا كرده بود .