حمامى « 1 » سوزان بروز آورده و يوم شنبه يازدهم مرض شدت كرده داكتر جلاب استفعال و استفراغ تجويز نمود . آنروز به بدترين احوالى گذشت و باليوز روس در آنروز بعيادت آمده مستر كوهان باليوز بكرش « 2 » كه در اتفاق ما آمده بود ما را وداع كرده روانهء ابو كريش گشت و شب يكشنبهء دوازدهم برطبق معالجه داكتر چند عدد زالو به جهت درد پهلو بر شكم انداخته خونى فاسد و تيره دفع گرديد و در آنروز باليوز دولت نمسه بعيادت ما آمده و نيز خبر رسيد كه جهاز نار در اسلامبول چرخش شكسته است و تا ده روز بعد نخواهد آمد و شب دوشنبه و يوم دوشنبه اندكى در ناخوشى احوال افاقه بهمرسيده و مجددا به انداختن زالو انكسار « 3 » خون فاسده از طرف چپ نمود و شب سهشنبه از طرف راست فصدى در باسليق « 4 » كرده معادل يكصد و پنجاه مثقال خون گرفته شد [ و ] در بين آمدن خون ضعفى شديد عارض شد .
در آن چند شبانهروز ايام مرض با وجود آنهمه استفراغ و اطلاق و انكسار دم مثقالى قوت كه باعث قوت روح حيوانى و علت حرارت غريزى شود بگلوى من فرونرفته و شاهد خواب در آينهء ضمير ديدهام دقيقه [ اى ] جلوهگر نگشته لحظه بلحظه بر ضعف و نقاهت افزوده و تا يوم سهشنبهء چهاردهم بدان منوال در بستر ناتوانى و ملال افتاده قوه تكلم
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس : شعله حماى ، و اين صحيح است .
( 2 ) - نسخهء اصل و مجلس : ابو كريش .
( 3 ) - نسخهء مجلس : و انكسار .
( 4 ) - مأخوذ از يونانى شاهرگى در دست . ف .