تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 631

مساهمون:

ص٦٣١
بارى در آن‌روز از مملكت بواريه به اول خاك نمسه قدم نهاديم اينطرف شط اين به گمرك نمسه كه « 1 » رسيديم مستحفظين سرحد مملكت در جلو ما آمده مطالبهء پاسه‌پرت كردند . بعد از ملاحظهء پاسه‌پرت ما را اذن داده از آنجا گذشتيم . اما پاسه‌پرت قاعده‌ايست در تمام ممالك فرنگستان هركس « 2 » از شاه و گدا اعلى و ادنى سپاه و تجار « 3 » كه بخواهد در مملكت « 4 » اروپه مسافرت [ كند ] در هر شهرى و مملكتى كه حركت مىكند و منظور دارد كه به مملكتى ديگر رفته باشد ايلچى از همهء ممالك در آنشهر البته خواهد بود . شخص مسافر لازم است كه نزد ايلچى رفته خود و همراهانش را معرفى كند و بشناساند . بعد از معرفت ايلچى نوشته از ايلچيان دول متعدده ميگيرد كه فلان شخص كيست و شغلش چيست و بكجا خواهد . رفت آن كاغذ را پاسه‌پرت ميگويند در ابتدا و انتهاى هر مملكتى گمركى و مستحفظى به جهت پاسه‌پرت معين [ است ] مادام آنكه « 5 » پاسه‌پرت را نبينند و مهر ايلچى آن دولت بر صحت احوال مسافر بر پاسه‌پرت نباشد امكان عبور از آن خاك را ندارد و در هر منزلى كه هر مسافر عبور مىكند و فرود ميآيد صاحب هوتل و منزل كاغذ و قلمى
هامش
( 1 ) - اصل و مجلس : كلمه كه را ندارد . ( 2 ) - اصل و مجلس : كه مصطلح و برقرار است كه هركس . ( 3 ) - نسخهء اصل و مجلس : تاجر و پيش از هر پنج كلمه ، از هم دارد . ( 4 ) - اصل در ممالك فرنگستان . مجلس در مملكت فرنگستان . ( 5 ) - اصل و مجلس : معين است و تا اينكه .