جمعى متفق شده ميسازند و املاك بسيار وقف آن « 1 » دير مينمايند كه امر معيشت راهبان و راهبهها از مداخل آن املاك ميگذرد . مادام العمر در آن ديور توقف كرده بطريقهء خود بعبادت مشغولند و مادام العمر رجال رهبانان و نسوان راهبه « 2 » متزوج نميشوند و نتوانند شد و اين قاعده در قديم الايام شايع در ملت نصارا بوده است و ليكن در اين زمان كه در دنيادارى اجتهاد ايشان كامل گشته است و اعتقادى بامورات منافيه رواج امور دنيا ندارند اين قواعد و رسومات اندكى منسوخ گشته و ليكن بقيهء آن در بعضى بلاد ارپه باقى است .
بارى در آنروز بطور تفصيل تماشاى آن دير را نموديم . الحق عجب بنائى نهادهاند كه نهايت تماشا و سياحت دارد . در كليساى آن دير نه اينقدر طلا و نقره و اشكال بديعه بنيان نهاده بودند كه شرح آن در قوه تحرير آيد .
از جملهء غرايب دو نفر از خلفا و پيشوايان مذهبشان را در ايام قديم مرده بود [ ند ] استخوانهاى آنها را جواهر بسيارى پوشيده بطريقى كه مطلقا تمام استخوانها ظاهر نگشتى و انگشتان او را « 3 » انگشترهاى قديمى كرده و به روى فراش « 4 » مخمل و جواهر در زير آينه در آن كليسا خوابانيده بودند دهان آن ميتها بازگشته دندانهاى ايشان پيدا بود و آن ميتان را
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس : آن ندارد .
( 2 ) - نسخهء اصل و مجلس : راهبهها .
( 3 ) - نسخهء مجلس : آنها را .
( 4 ) - نسخهء اصل و مجلس : فرش .