بالاى آن عمارت را كه نسوان در آنجا مكان داشته همگى را گردش كرده اينقدر اشخاص غريبه و احوالات عجيبه مشاهده كرديم كه هريك را اگر به تفصيل بخواهيم نوشت ممكن نخواهد شد . دويست و هفتاد و پنج نفر ديوانهء زنانه به نظر ما رسيد .
از سياحت زنان كه فارغ گشته به تماشاى مردان پرداختيم . در طبقات تحتانى عمارت كه مكان مردان ديوانه بود موكلشان مرد بوده
مردان ديوانه
يكيك را تماشا كرده ايشان نيز مكانهاى پاكيزه و ما يحتاج و ضروريه كه لازم بود داشتند و هركس خود را بكارى مشغول كرده بود و صنعتى مينمود و از هريك احوالى عليحده ملاحظه ميكرديم . از آن جمله يكى از آن ديوانگان كه بهسبب جنون بيست سال قبل از اين طپانچه به پادشاه انداخته ميخواست شاه را بكشد او را در آنجا حبس كرده بودند او خود را در آن خانه به نگاه داشتن طيور و همصحبتى ايشان مشغول ساخته بود از اقسام طيور غريبه در قفسهاى منقش پاكيزه كرده بود كه بجهة او بيضه نهاده و بچه كرده به قدر ضرورت نگاه ميداشت و زيادتى را ميفروخت و پول او را اندوخته ميكرد . طوطيان چند را تعليم كرده بود كه به زبان انگريزى متكلم ميشدند .
ديگرى كه ميخواست يكى از امراء را بكشد او را هم حبس كرده بودند . چون شوقى بعلم رياضى و نجوم داشت كتابى چند دور خود جمع نموده بود . اسبابى فراوان فراهم آورده بود . در آن علم خود را مشغول مىكرد .
سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 457
مساهمون: رضا قلى ميرزا نايب الاياله
ص٤٥٧