ديگرى بمطالعهء كتب سماوى مشغول بود از هر قسم نسخى كه سابق بر اين ديده بود دور خود جمع كرده بود و خود را مشغول ميساخت و جمعى را زنجير به دستشان زده ميگفتند كه اينها جنونشان قوتى دارد و پاره [ اى ] ديگر را برپا زنجير كرده و ليكن اندكاندك راه ميرفتند گفتند اينها هم از حد خود تجاوز نمودهاند .
و يك نفر از ايشان به آوازى گرفته و خراشيده متصل بهم فرياد ميزد گفتند كه آنشخص « 1 » از مردم ايتاليه است و هفده سال است كه شب و روز متصل بهم بدينطريق نعره مىزند و صداى او قطع نمىشود و ديگرى از مجانين را گفتند كه دايم قصد هلاك خود را مينمايد . دو سال قبل از اين ستون بزرگى را آتش زده بود . سر خود را بر روى آتش گذارده بود . نصف سرش كه سوخته خدام خبر يافته او را از آتش برآورده بودند و معالجات چند به دو كرده بودند تا اينكه جان را سالم كرد . سرش را برهنه كرديم از فرق سر او تا نصف پيشانى او سوخته بود . محاذى پيشانى پوستى كشيده بود . احوالات و حركات غريب از آن مرد ملاحظه شد گفتند كه اگر بداند و بخاطرش برسد سرش را بر زمين زند دفعى خواهد مرد و بسيارى ديوانگان و مجانين بسيار بطور مختلف ديده شد كه شرحش موجب تطويل كتاب است . عدد مردان ديوانهاش به سيصد مىرسيد .
و از آنجا بخانهاى درآمديم كه مخصوص حكماء و اطباء ميبود
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس : اين شخص .