نمود كه بهرجا تصوير او را بكشند آن رباعى را به خط نستعليق چاپ كرده نقش كنند و مضمون آن را به انگريزى بنويسند .
و در آن روز بارانى بشدت مىآمد از اينكه ميخواستيم در آن روز به مجنون خانه « 1 » رفته باشيم و موكلين آنجا را اخبار داده بوديم از رفتن چاره نبود . در همان شدت باران باتفاق جمعى از ياران بر گارى سوار گشته روانه شديم .
تماشاى تيمارستان لندن
بر كنارى از شهر قلعهء بسيار محكم ساختهاند كه اطراف آن حصار دو ميل مىشود و تمام آن پنجره و درهاى از آهن است « 2 » به درى آهنين رسيديم « 3 » در را كوبيده كاپيتن آن قلعه بيرون آمد كه كيست . گفتند شاهزادهگان [ كذا ] عجم به تماشاى ديوانگان آمدهاند . در را باز كردند . در اتفاق كاپيتن به آن حصار درآمديم . عماراتى عالى مشتمل بر چهار طبقه ، بيوتاتى بىحدوحساب تحتانى و فوقانى بنا نهاده بودند و دو مرتبه بالاى عمارت بجهة زنان و دختران ديوانه ميبود و كپيتان و خدمتكاران زنان كلا زن بوده و دو مرتبهء زير مخصوص « 4 » مجانين مردانه و خدام ايشان مرد بوده ابتدا ما را در مراتب بالا برده در آنجا حجراتى بسيار پاكيزه و باصفا ساخته مناظر آن حجرات مشرف بر گلذار و باغستان ، چهار پايههاى بسيار خوب در هر اوطاقى نهاده رختخوابهاى پاكيزه
هامش
( 1 ) - در ترجمهء انگليسى شهرى كه دار المجانين در آن واقع استBedlamنوشته . ف
( 2 ) - نسخهء اصل و مجلس : درهاى آن آهنين است .
( 3 ) - نسخهء اصل و مجلس : از آهن .
( 4 ) - نسخهء اصل و مجلس : زيرين .