تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥
انداخته جميع ما يحتاج آن ديوانگان را در غايت مهربانى و تلطف چنان آماده و مهيا كرده بودند كه هركس ميل بجنون ميكرد و آن مجانين مطلق العنان در آنخانه با يكديگر معاشرت مينمودند و هريك از آن دختران هنرهاى ديوانگان و زنان صنعتى كه در زمان عقل داشته بودند و كسبى كه مينمودند ايشان را بجهة اينكه طبعشان مشغول به كارى باشد به همان كسب و پيشه مشغول داشته از جمله خياطت « 1 » و صناعت ديگر را « 2 » پاره [ اى ] هنرها و و كارنمائىها « 3 » از ان ديوانه‌گان [ كذا ] ملاحظه گرديد . و بهرجا كه ميرفتيم ايشان صنايع خود را آورده مينمودند و اغلب از شدت ناخوشى قدرت حركت نداشتند بحالت‌هاى مختلف آنها را ملاحظه ميكرديم . جمعى در گريه و پاره [ اى ] در خنده و فرقه‌اى در رقص و جوقه‌اى در آوازه مشغول حركاتى چند كه لازم خفت عقل است از ايشان ملاحظه مىگشت . خلاصه از اكل و شرب و محل نشستن و خوابيدن و لباس همه چيز را بطور خوشى به جهت آنها معين كرده بودند دقيقه [ اى ] از كفايت و كفالت احوالشان غافل نبودند . بارى در اثناى گردش ميان ايشان ، دخترى بسيار خوش‌صورت گفتگو با يك دختر ديوانه و پاكيزه‌روى نزد ما آمده از ما سؤال كرد كه شما كيستيد گفتيم كه ما از شاهزادگان عجم ميباشيم . گفت راست گفتى من خود هر وقت كه اهل
هامش
( 1 ) - نسخهء مجلس : خياطب و غلط است . ( 2 ) - نسخهء اصل و مجلس : پاره‌اى صنايع ديگر . ( 3 ) - نسخهء اصل و مجلس : پاره‌اى صنايع و كارنمائىها .