مانند حور العين به نظر مىآمد و آنخانه به جهت اسببازى و اسبتازى ساخته بودند و در ضمن بازى اسب ، ساير بازيهاى ديگر را كرده : ابتدا يكى از سلاطين هنود را با اوضاع و اساس سلطنت بيرون آورده آتشكدهء عظيمى برپا نموده كه عكس آن آتش تمام مجلس را مشتعل و قرمز كرده بود و غرفات و حجرات چند از چوب ساخته در آنجا برپاى كرده بودند و آن بازىگرها سوار بر اسب گشته از چندين پله بالا ميرفتند كه بهيچوجه « 1 » رفتار ايشان با گربه تفاوت نداشت و جمعى از آن جوانان و اطفال كوچك كه بسن هفت سال كمتر بودند لباسهاى مختلف الوان پوشيده اعضاى خود را شكن مىدادند كه تصور ميكردى پارچهء استخوانى در بدن آنها نيست « 2 » و بهر تركيبى كه تصور شود به يكديگر متصل گشته همان تركيب را به عمل ميآوردند . مثل « 3 » ميخواستند تركيب فيل ظاهر سازند يكنفر خود را تركيب خرطوم ساخته و ديگرى مثل سر فيل جمع ميگشت آن خرطوم به آن سر آويخته و چشمهاى او از كاسه سر نمايان
بازى فيلسازى
گشته چند نفر ديگر گردن و تنه فيل ميساختند و چهار نفر قوايم فيل شده و يكنفر دم ميگشت چنان فيلى درست ميكردند كه هيچكس تشخيص نميداد . به همين طريق اقسام حيوانات را از اجتماع و انفصال يكديگر
هامش
( 1 ) - نسخهء مجلس : و بهيچوجه .
( 2 ) - اصل و مجلس : كه گوئى هرگز پارچه استخوان در بدن آنها خلق نگشته است .
( 3 ) - اصل و مجلس : مثلا .